گزینه ب: فصل چهارم-خوددلسوزی و اعتماد به نفس (کنار آمدن با خود)

خوددلسوزی

خوددلسوزی معمولاً چندان در بین افراد مورد توجه قرار نگرفته زیرا همیشه با خودترحمی و محکوم کردن خود به اشتباه گرفته شده است. پیام این فصل این است که بیاییم نه تنها با دیگران دلسوزی و همدلی کنیم بلکه با خودمان هم خوددلسوزی داشته باشیم.

کریستین نف (روانشناس) خوددلسوزی را نثار مهربانی به خویشتن تعریف می کند که این کار به ما اجازه می دهد به اشتباهات و نگرانی هایمان واکنش نشان دهیم و از خودمان انتقاد نکنیم. باید بپذیریم که هر کسی ممکن است اشتباه کند، کوچک یا بزرگ و با عواقب جدی و بپذیریم که ما قدرت تغییر دادن این اشتباهات را نداریم.

خوددلسوزی به ما یاد می دهد قبول کنیم ناتوانی بخشی از وجود انسان است و این باعث می شود سریع تر از حالت غم و اندوه خارج شویم. مثلاً سربازانی که از جنگ افعانستان و عراق برمی گشتند آنهایی که با خودشان مهربان تر بودند کم تر علائم بیماری اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را بروز می دادند.

خوددلسوزی یعنی شادی و رضایت بیشتر و مشکلات عاطفی و اضطراب کمتر. این بدان معنا نیست که ما مسئولیت کارهای اشتباهمان را به عهده نگیریم بلکه هدف این است که ما بخاطر اشتباهاتمان به خودمان آسیب نزنیم و آینده مان را تباه نکنیم.

یکی از راه های خوددلسوزی توصیه شده در این فصل، نامه نگاری به خودمان است. صدها آزمایش برای مستندسازی اثرات درمانی نوشتن انجام شده و تأکید بر این روش شده است. داشتن یک دفتر روزانه و تبدیل کردن احساساتمان به کلمات روی دفتر می تواند آرام بخش باشد. نوشتن، خشم و اضطراب را کم می کند، دردهای مزمن را کاهش می دهد، موجب عملکرد بهتر کبد و واکنش های آنتی بادی در بدن می شود. هر چه دقیق تر بنویسیم تأثیر آن بیشتر است. مثلاً بجای اینکه بنویسیم: احساس بدی دارم بهتر است بنویسیم احساس تنهایی می کنم.

در آزمایشی از افراد خواسته شد شکست یا تحقیری را که تجربه کرده اند و احساسشان را برای یک دوست فرضی به صورت نامه بنویسند. نتیجه اینکه این گروه در مقایسه با گروه کنترل که فقط در مورد اتفاقات مثبت نوشته بودند، ۴۰ درصد شادتر و ۲۴ درصد کمتر عصبی بودند.

همچنین روانشناسان توصیه می کنند به جای افکار و باورهای “خود محدود کننده” بیایید باورها و افکار “آزاد کننده” داشته باشیم. مثلاً به جای فکر کردن به اینکه دیگران تا وقتی چیزی برای عرضه کردن دارم، مرا دوست دارند، به این فکر کنیم که، ارزش من فقط متکی به اعمال و اقداماتم نیست.

این کار باعث افزایش اعتماد به نفس لازم برای رسیدن به شادی می شود. اگر اعتماد به نفس نداشته باشیم در اشتباهاتمان غرق می شویم و آنقدر ناتوان که دیگر هیچ ریسکی برای موفقت نخواهیم کرد.

شریل یادداشت های روزانه اش را بخش مهمی از روند بهبودی اش می داند. او ۴ روز بعد از فوت دیو شروع به نوشتن کرد: “امروز خاکسپاری دیو است.” و این کار را تا سالگرد تولد ۴۸ سالگی دیو یعنی ۱۵۶ روز بعد ادامه داد. (۱۰۶,۳۳۸ کلمه)

او می گوید: فقط با شروع به نوشتن جزئیات حس می کردم می توانم نفس بکشم. یادداشت های روزانه کمکم کرد احساسات سرکوب شده ام را ابراز کنم و گذشته ام را درک کرده و اعتماد به نفس لازم برای حرکت رو به جلو و آینده را بازسازی کنم.

آدام گرانت از شریل خواسته بود هر روز *سه کاری را که به خوبی انجام داده یادداشت کند، از درست کردن یک چای تا حضور موثر در یک جلسه کاری. شمارش نعمت ها باعث بالارفتن اعتماد به نفس می شود.

*(روانشناسان به آن لیست موفقیت های کوچک می گویند و آزمایش های متعددی در این مورد انجام شده که این کار موجب افزایش شادی و کاهش استرس روحی و جسمی می شود.)

ادامه دارد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *