گزینه ب: فصل پنجم – حرکت رو به جلو

حرکت رو به جلو

در کوران زمستان، دریافتم که درون من تابستانی شکست ناپذیر وجود دارد.    آلبر کامو

تجربه یک مصیبت و درد بزرگ می تواند مانند یک زلزله تمام باورها و اعتقادات ما به عدالت، مذهب، معنادار بودن زندگی، داشتن اختیار و کنترل و قابل پیش بینی بودن آن را متزلزل کند. دکتر ویکتور فرانکل می گوید: “زمانی که دیگر قادر به تغییر شرایط نیستیم، با چالش تغییر خودمان روبرو می شویم.”

تحقیقات زیادی بر روی افراد مصیبت دیده انجام شده که نشان دهنده افسردگی و بیماری استرس پس از سانحه در بعضی افراد است. اما واقعیت این است که بسیاری از افراد هم با گذشت زمان، به جای افسردگی و استرس، رشد پس از سانحه را تجربه می کنند که این موضوع به قدرت بازیابی و انعطاف پذیری آنها بر می گردد. در واقع آنها از آن وضعیت دردناک بیرون آمده و حتی حرکت رو به جلو و رشد داشته اند. این فصل از کتاب به ما یاد خواهد داد که چگونه بعد از یک بحران رشد کرده و به سمت جلو پیش رویم.

آدام و شریل رشد بعد از آسیب را در ۵ شکل برای ما بازگو می کنند:

۱) یافتن قدرت شخصی: همه ما جمله معروف نیچه را شنیده ایم: :”رنجی که مرا نکشد، قوی ترم می کند.”

زندگی و مسائل آن زخم های متعدد و عمیقی را بر روح و روان ما وارد می کند طوری که اثر آنها همیشه با ماست. اما با یافتن یک معنا و هدف عمیق، یک خواسته قوی می توانیم زندگی را بهتر از گذشته به پیش بریم. همه ما تجربه سختی هایی را داشته ایم که بعد از پشت سر گذاشتن آن، احساس می کنیم قوی تر از گذشته توان مقابله با چالش های بزرگتر را خواهیم داشت. در واقع بسیاری از مسائل و موضوعات جزئی و کوچک دیگر تأثیری روی ما نخواهند داشت و نمی توانند آزارمان دهند. این همان رشد قدرت شخصی ماست.

۲) رسیدن به حس قدردانی: باز هم جمله ارزشمند دکتر ویکتور فرانکل می تواند برای ما الهام بخش باشد: “کسی که یک چرایی برای زندگی خود دارد، می تواند هر نوع چگونگی را تحمل کند.”

در کنار رنج ها و سختی ها به دنبال دلیلی برای ادامه زندگی باشیم و قدردان بودن آن دلیل. معمولاً انسان های موفق و توانمند بعد از سپری کردن رنج، حس قدرشناسی عمیق تری نسبت به داشته هایشان اعم از خانواده، همسر، فرزند، شغل، دوستان، جایی که در آن زندگی می کنند، موجودات دیگر و … دارند. در واقع نباید منتظر مناسبت خاصی برای ابراز احساسات و قدرشناسی باشیم. باید هر روز از زندگی مان را ارزشمند بدانیم، اینکار تأثیر شگرفی روی کاهش افسردگی دارد.

۳) شکل گیری روابط عمیق تر: شاید یکی از تأثیرات رخدادهای بزرگ و مصیب بار، منزوی شدن و عدم اعتماد به دیگران و کاهش توانایی ما در برقراری ارتباط باشد. اما می توان از زاویه ای دیگر این موضوع را نگاه کرد. گاهی یک تراژدی می تواند ارتباطات عمیق تری را بین افراد ایجاد کند. سربازان جنگی، سیل زدگان، زلزله زدگان، بیماران خاص و کسانی که یک درک مشترک از یک حادثه دارند ترجیح می دهند لحظاتشان را با یکدیگر بگذرانند. زیرا راحت تر به یکدیگر اعتماد کرده و با هم رفتار می کنند و این همان حوزه سوم رشد فرد ی است.

۴) کشف معنا و مفهوم بیشتر در زندگی: جمله زیبای دیگری از دکتر ویکتور فرانکل: “به نوعی، درد و رنج زمانی که به یک معنا و یک مفهوم عمیق می رسد، متوقف می شود.”

تجربیات سخت و دردناک می تواند موجب تقویت ایمان افراد شود و البته افرادی که اعتقادات و باورهای معنوی و مذهبی قوی تری دارند انعطاف پذیری و استقامت و رشد بیشتری هم از خود نشان می دهند. در حقیقت آنها می پذیرند که رنج ما تصادفی و بی معنی نیست و در حین حال همیشگی هم نیست. مذهب و خانواده، مشاغل پرمعنا مانند معلمی، ارتش، آتش نشانی، مشاغل بیمارستانی و …که به دیگران کمک می کند، برای بسیاری از افراد بزرگ ترین و مهم ترین منبع رشد و رسیدن به معنای عمیق زندگی است.

۵) دیدن فرصت های جدید: بعد از اتفاق ۱۱ سپتامبر بسیاری از افراد به ارتش،حرفه پزشکی و آتش نشانی پیوستند تا خدمت موثرتری به انسان ها داشته باشند. می توان در پس تجربه های سخت فرصت های رشد خلق کرد. کارهای با معنا و اثرگذار به بازیابی سریع تر ما کمک می کند. اشتیاق به کمک به خاطر آسیب هایی است که ما تجربه کرده ایم. بنیادهای خیریه ای که افراد پس از تجربه های غم انگیز بنیان می کنند و راه های متفاوتی که برخی افراد پس از اتفاقات شخصی برای ادامه زندگی در پیش می گیرند می تواند ناشی از همین تجربه ها باشد. آنها اولویت هایشان را مجدداً و از نو چیده و همین طرز فکر و تلاش موجب رشد آنها می شود. افراد معمولاً از جایی که زخم خورده اند رشد می کنند، پس رنج آنها بیهوده نبوده است.

هلن کلر می گوید:”وقتی یکی از درهای شادی بسته می شود، درهای دیگری باز می شود، اما ما برای مدتی طولانی به درهای بسته خیره می شویم و اینگونه متوجه درهای باز نخواهیم شد.”

 

{مطلب مرتبط: PTSD}

ادامه دارد…

8 دیدگاه برای “گزینه ب: فصل پنجم – حرکت رو به جلو

  1. قلم هایی هستندکه میتونند عمیق ترین احساسات و درومی ترین تجربیات ما را بیان کنند‌. از همین جنس. من تجربیات بسیار نزدیکی با آنچه گفته شد دارم. اما هیچوقت نتوانسته بودم بیان کنم. زیاد کتابخوان نیستم (دیگر نیستم) اما احساس میکنم اوج هنر نویسندگی، بیرون کشیدن حالات روحی و تجربیات بدیعی باشد که در عصاره وجودی همه ما نقش مهمی بازی میکنند.

    1. درود مختار
      بله حق با توست. این کتاب چون تجربه یک انسان اونهم در زمان ماست بسیار ملموسه. به قول معروف آنچه از دل برآید بر دل نشیند. امیدوارم من هم بتونم حق مطلب رو ادا کنم.

  2. چقدر عالی تر میشه که این نوشته ها بعد از اتمام به صورت پادکست هم در بیان که آدم های تنبل تری مثل من هم بتونن موقع قدم زدن حداقل مفید تر گام بردارند و یاد بگیرند.

    با مهر
    یاور

    1. درود یاور
      حتما؛ امیدوارم که در این زمینه هم مثل گذشته همراهیم کنی و تجربیات و نکاتی رو که خودت امتحان کردی و می تونه به من هم کمک کنه، لطف کنی و بهم یاد بدی. چون خودم معتقدم این کتاب ارزش یک بار شنیدن یا خوندن رو برای هر فردی داره.

  3. خانم حق بین
    از اینکه کتاب گزینه ب را در اینجا برای خوانندگان وبلاگ اتون، به فارسی و به رایگان منتشر می کنید. خیلی ممنوم.
    حرکت ارزشمندی است.

    1. درود بر جواد عزیز
      ممنون از لطف و توجهت. امیدوارم با همراهی شما دوستانم بتونم کارهای موثرتری انجام بدم.
      از حمایت ها و دلگرمی های همیشگیت، از آغاز که من رو با متمم آشنا کردی و در همه این مسیر مشوق اصلی من بودی تا به امروز، بی نهایت سپاسگزار و قدردانم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *