گزینه ب: فصل نهم-شکست و یادگیری در محل کار

شکست

این فصل از کتاب به چند نکته موثر در زندگی شخصی و به خصوص در محیط کار می پردازد. درس گرفتن از شکست ها، پذیرش و به گردن گرفتن آنها و بازخورد گرفتن و نقد شدن هنگام شکست.

شریل با بیان داستان های واقعی از شکست هایی که شرکت ها داشته و نحوه برخورد آنها این پیام را می رساند: زمانی که تجربه شکست را داریم در اقدام های بعدی احتمال موفقیتمان بیشتر است و هر چه این شکست شدیدتر باشد شانس موفقیت نسبت به زمانی که میزان شکست کمتر بوده افزایش می یابد، چون دقت و تمرکز بیشتری روی کار گذاشته می شود.

مثل همه انسانها، سازمان ها هم نیاز به انعطاف پذیری و مقاوم سازی دارند. هنگام شکست سازمان ها باید از این اتفاق درس گرفته و نه دچار تزلزل و ناامنی شوند و نه برای اعتراف به شکست دچار غرور شده و گارد بگیرند. انعطاف موجب احیا شدن می شود. مانند شرکت هایی که بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر با اینکه هزاران کارمند خود را از دست دادند دوباره شروع به کار کردند.

بخاطر داشته باشیم آنچه که در آینده به احتمال زیاد، موجب ندامت و پشیمانی خواهد شد بخاطر اشتباهی که از ما سر زده نخواهد بود، بلکه بخاطر فرصت هایی است که بعد از شکست فراهم می شود و ما آنها را نادیده می گیریم.

پذیرش اشتباه و به گردن گرفتن آن، ریشه یابی و حل کردن آن با بحث و گفتگو یک روش بسیار موثر برای افزایش انعطاف است. ایجاد فرهنگی که شکست را یک فرصت یادگیری می داند بسیار مهم است. این فرهنگ موجب می شود در بیان اشتباهات احساس امنیت کنیم و به راحتی در مورد آن حرف بزنیم. در نتیجه احتمال گزارش خطا را بالا برده و میزان ارتکاب مجدد به آن را کاهش می دهد. اما متأسفانه در اغلب جوامع فرهنگ پنهان کردن شکست و نشان دادن موفقیت رایج است. مثلاً تا به حال رزومه کاری دیده اید که بخشی تحت عنوان “کارهایی که خوب از پسشان بر نیامده ام.” داشته باشد؟

بازخورد گرفتن و نقد شدن نیز نشان از انعطاف پذیری دارد. همه ما نقاط ضعفی داریم که دیگران می بینند ولی خودمان آنها را نمی بینیم، اینها نقاط کور ما هستند که حتی گاهی انکارشان می کنیم و یا نمی توانیم تشخصیشان بدهیم. بهتر است در محل کار موضوعی را شخصی نکنیم تا پذیرش بازخورد و نظرات دیگران راحت تر شود. پذیرش نقد موجب افزایش بازخوردها و افزایش بازخوردها موجب رشد و پیشرفت می شود. صراحت شخصی موجب صراحت حرفه ای و کاری بیشتری می شود چون در حقیقت پنهان کردن مسائل است که باعث هدر رفتن زمان و انرژی می شود نه صحبت کردن درباره آنها.

شریل می گوید: ایجاد تیم و سازمان های منعطف نیاز به ارتباطات صادقانه و آزادانه دارد. زمانی که شرکتی شکست می خورد شاید همه می دانستند که قرار است شکست بخورد ولی صدایی از جمع برای صحبت برنخاسته بود، وقتی کسی تصمیمات درستی نمی گیرد تعداد کمی جرأت گفتنش را خواهند داشت به خصوص آگر آن شخص رئیسشان باشد.

یکی از پوسترهایی که در این مورد در دیوارهای فیسبوک نصب شده این است: “هیچ چیز در فیسبوک مشکل فرد خاصی نیست و همه در برابرش مسئولند.”

 

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *