گزینه ب: فصل اول – دوباره نفس کشیدن

شادی

در این فصل از کتاب اشاره می شود اگر افراد باور کنند که مقصر وضعیت و حادثه پیش آمده نیستند و در بسیاری از موارد نقش چندانی در وقوع آن ندارند و از طرفی مشکل پیش آمده همه زندگیشان را تحت الشعاع قرار نخواهد داد، قابل رفع شدن است و همیشگی نخواهد بود، می توانند سریع تر خود را بازیابی کرده و به زندگی و عملکرد عادیشان برگردند و کمتر دچار افسردگی شوند.

تحقیقات نشان می دهند که زمانی که از موضوعی رنج می بریم دچار “پیش بینی عاطفی” می شویم. پیش بینی احساساتمان در آینده، مثلا ً من هرگز دیگر شاد نخواهم بود، من همیشه شکست خواهم خورد، همه اتفاق های بد برای من می افتد و …

اما زمانی که بپذیریم همیشه روزنه های امید وجود دارد و به قول سلیگمن کلماتی مانند هرگز و همیشه را با کلمات گاهی اوقات و اخیراً جایگزین کنیم، روند بازیابی سریع تر و با کیفیت تر رخ خواهد داد.

نوشتن درباره ناراحتی ها و غم و غصه ها، توجه به خدا و معنویات، درست نفس کشیدن، در آغوش گرفتن و پذیرفتن سختی ها و تغییر آنها به نفع خود، احترام و توجه به احساسات خودمان، شمارش نعمت ها و سپاسگزاری بابت داشته ها از مواردی است که برای بازیابی در این فصل ذکر شده است. زیرا انعطاف پذیری و بازیابی به هنگام مواجه با مصائب از درون ما ناشی می شود.

شریل می گوید:

” من یاد گرفتم وقتی زندگی سعی می کند مرا پایین بکِشد آن را پَس بزنم، سطح را بشکافم و باز هم نفس بکشم.”

 

ادامه دارد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *