پشتکار

کتاب قدرت پشتکار

هر زمان که درباره پشتکار و عزم و سرسختی صحبت می شود، در ذهن من چند تصویر شکل می گیرد:

اول ژاپنی ها که در دنیا نماد سرسختی و پشتکار هستند و یک ضرب المثل معروف دارند که اگر ۷ بار زمین خوردی ۸ بار از زمین بلند شو.

دوم نوزادان کمتر از یکسال تا یک سال و نیم که برای ایستادن و راه رفتن تلاش خستگی ناپذیری دارند.

سوم مورچه ها که از کودکی در برنامه های تلویزیون و کارتن و کتاب و داستان و شعر برای ما سمبل تلاش خستگی ناپذیرند.

اما واقعاً پشتکار یعنی چی؟ پشتکار به چه چیزهایی بستگی دارد؟ داشتن یا نداشتن پشتکار چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟

در کتاب قدرت پشتکار نوشته آنجلا داک ورث، ترجمه گیتی شهیدی که توسط انتشارات آرایان چاپ شده است، پاسخ این سوالات را می توان یافت.

خانم آنجلا داک ورث (Angela Lee Duck worth) نویسنده و استاد روانشناسی دانشگاه پنسیلوانیا درخصوص پشتکار و سرسختی (Grit) تحقیقات طولانی مدتی را انجام داد و نتایج آنها را در کتاب «Grit – Power of Passion and Persistence» منتشر کرد.

ماجرا از اینجا شروع شد که پدر ایشان از کودکی به او و خواهران و بردارانش یادآوری می کرد که آنها نابغه نیستندو استعداد خارق العاده ای ندارند. در دورانی که ایشان معلم بود متوجه شد که سهم پشتکار و سرسختی در کسب نمره های خوب و موفقیتِ دانش آموزانش دو برابر هوش و استعداد آنهاست. اما متأسفانه چه در مدارس و چه در خانواده ها تمرکز بر استعدادهاست و نه پشتکار.

او می گوید پشتکار یعنی سرسختی یعنی اشتیاق، استقامت، اراده، عزمِ راسخ، شكيبايي، مداومت؛ يعني پايبندي به يك هدف سطح بالا براي مدتي بسيار طولاني که البته پشتکار با ظاهر خوب، هوش بالا (IQ)، سلامت جسمانی، تحصیلات، استعدادهای ذاتی، موقعیت خانوادگی خوب و … ارتباطی ندارد.

او مي گويد:«در تدريس فهميدم با تلاش مي توان به هر چيزي دست يافت و تعصب و سخت كوشي، مهم تر از توانايي فكري است.» در این ویدئوی تد  با عنوان «سرسختی: قدرت اشتیاق و استقامت» می توانید تجربه ایشان را از زبان خودش بشنوید.

پشتکار

داک ورث Grit را این گونه تعریف می کند:

 سرسختی دو عنصر دارد: اشتیاق و ثبات قدم. اشتیاق (Passion) و ثبات قدم (Perseveranceبرای دستیابی به اهداف بلندمدت.»

و معادله زیر را برای آن ارائه می کند:

تلاش × استعداد = مهارت

مهارت × تلاش = موفقیت

منظور از اشتیاق این است که به هدف نهایی وفادار و متعهد باشیم نه اینکه دمدمی مزاج بوده و از این شاخه به آن شاخه بپریم. از طرفی نيمي از پشتكار ثبات قدم است. یعنی عزمِ جزم و پایبندی به یک هدف بعد از تصمیم گیری و تمایل به ترک نکردن کارها در مقابله با موانع.

«پشتکار با شکل گیری فلسفه زندگی ما افزایش می یابد؛ این که یاد می گیریم پس از شنیدن پاسخ نه و ناامیدی، دوباره قدرتمند باشیم و یاد بگیریم اهداف سطح پایین را به سرعت کنار بگذاریم و اهداف سطح بالا را که به سرسختی بیشتری نیاز دارند، مورد توجه قرار دهیم.»

یکی از توصیه های ایشان در این کتاب بودن در اطراف افراد با پشتکار است زیرا وقت گذراندن با آنها انگیزه اصلی پشتکار خواهد شد. همچنین به عقیده ایشان با پشتکار می توان در یک موضوع حرفه ای بود و این بهتر از مبتدی بودن در موضوعات متعددی است.

«من شخصاَ آموختم که اگر هدفی را برای خود مشخص کنید و به آن بچسبید، اتفاقات شگفت انگیزی برایتان رخ می دهد. براساس تجربه من، وقتی هدف خود را مشخص کردید، با تلاش و نظم، آن هدف را تحقق می بخشید. لحظه ای که آن هدف را آفریدید، در مسیر قرار می گیرید؛ اما پشتکاری که با آن به هدفی می چسبید، شما را به آن هدف می رساند.»

خواندن کتاب قدرت پشتکار را که از ترجمه روانی برخوردار است، به افرادی که دغدغه اهمال کاری دارند پیشنهاد می کنم. البته ترجمه های و عناوین دیگری از این کتاب موجود می باشد.

«پشتکار یعنی کاری را انجام دهید که عاشقش هستید، اما فقط عاشق بودن کافی نیست، عاشق ماندن نیز مهم است.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *