پیشگیری مثبت

پیشگیری مثبت: روانِ سالمِ کودکانِ سرزمین ِ من

پیشگیری مثبت

برای زندگی کردن در دنیای پر فراز و نشیب امروزی و شايد براي ما كه در كشوري زندگی می‌کنیم که باید با بحران‌هاي محيطی، جغرافیایی، اقتصادي، سياسي و اجتماعي دست و پنجه نرم کنیم، لازم است نسلی را پرورش دهیم که مجهز به مهارت‌های مورد نیاز براي رويارويي با چنین جهاني باشد؛ جهانی كه در آن شكست روي ديگر موفقيت است. در این موقعیت تنها پرورش كودكاني با سلامت فيزيكي كفايت نمي‌كند، شايد بتوان گفت كه برخورداري از سلامت روان و داشتن روحيه مثبت اگر بيشتر از جسم سالم ضروري نباشد كمتر از آن نيست و اين يعني بهتر است در كنار ايمن ساختن جسم كودكان و  نوجوانان، آنها را از نظر رواني هم ايمن سازیم. اما ایمنی‌سازی روانی چیست و چگونه باید آن را ایجاد کرد؟

با فرارسيدن دوران بلوغ، شروع روند معمول اما دردناك طردشدگي‌ها و شكست‌هاي نوجواني و افسردگي شيوع مي‌يابد. آمارها در كشوري مانند امريكا نشان مي دهد يك سوم نوجوانان ۱۳ ساله داراي علائم واضح افسردگي هستند. امروزه درصد زيادي از وقت روانشناسان در دنیا صرف بازگرداندن نوجوانان مشکل‌دار به وضعيت نرمال مي‌شود. از اين رو به علت ظهور زودهنگام مشکلات رفتاری، نیازمند ارتقای یک پایگاه قوی اجتماعی و عاطفی در محیط خانواده و مدارس در سنين پايين بوده و ضرورت آموزش مهارت‌هاي ایمنی‌سازی و پیشگیری مثبت (Positive Prevention) به كودكان در سنين پيش از نوجواني كاملاً واضح است.

پیشگیری مثبت دانشی است که مأموريت آن كمك به درك و يادگيري چگونگي پرورش توانمندی ها و فضايل در كودكان و نوجوانان است. در واقع رويكرد پيشگيري مثبت، بررسي نقاط قوت و تقويت آنها در سنين پايين براي مقابله با رويدادهاي زندگي است.

از آنجا كه که کودکان دارای منابع بالقوه و دروني هستند كه مي توان آنها را پرورش داد، مداخلات روانشناسی مثبت به کودکان راه‌هایی برای افزایش شناخت احساسات و رفتارهای خود را نشان می‌دهد که مي‌تواند به آنها کمک کند تا با مشکلات فعلي روبرو شده و رضایت از زندگی‌شان افزایش يابد و همچنین توانایی خود را برای مقابله با استرس و چالش‌ها در آینده رشد دهند.

بررسی برنامه های پيشگيري مثبت نوجوانان نقطه عطف مهمی در روانشناسی مثبت است. در اين خصوص تحقيقات و پژوهش هاي متعددي انجام شده است كه البته كافي نيست. به عنوان مثال برنامه پيشگيري پنسيلوانيا كه هدفش بكاربستن عناصر اصلي شناخت درماني در مورد كودكان نرمالي است كه در سنين دبستان قرار داشتند که فرآیند این تحقیق ارزشمند در کتاب کودک خوش‌بین  توضیح داده شده است.

اين جنبش در زمستان ۱۹۹۰ توسط دكتر مارتين سليگمن و همكارانش براي دانش آموزان كلاس هاي پنجم و ششم مدارس منطقه آبينگتون آغاز شد. هدف آن بود كه به كودكان مجموعه اي از مهارت ها آموزش داده شود تا بتوانند آنها را در سرتاسر زندگي خود به كار گيرند. برنامه پيشگيري پنسيلوانيا به صورت چشمگير باعث كاهش روند طبيعي و رو به رشد افسردگي شد.

پیشگیری مثبت

هدف نهایی پیشگیری مثبت باید پرورش توانایی کودکان برای مقابله با چالش های توسعه و استفاده از منابع فرهنگی برای به حداکثر رساندن رشد توانمندی های آنها باشد. در این رویکردها باید به کودکان آموخت که ارتباط ميان افكار، احساسات و رفتار خود را درك كنند و با انجام تمرين‌هاي مختلف به تقويت عزت‌نفس و مهارت‌هاي حل مسئله در خود بپردازند. آنها باید اين توانايي را در خود ایجاد کنند كه به جای يأس و انفعال و تفسيرهاي بدبينانه، رويدادها را به گونه‌اي خوش‌بينانه تفسير كرده و با آنها به صورتي سازنده روبه‌رو شوند.

متن کامل این مقاله در شماره ۱۳۱و ۱۳۲(مرداد و شهریور ۱۳۹۸) ماهنامه سپيده دانايي در بخش روانشناسي مثبت مطالعه نماييد.

*(با سپاس از لطف و حمايت هاي ارزنده خانم دكتر زهره قرباني)

2 دیدگاه برای “پیشگیری مثبت: روانِ سالمِ کودکانِ سرزمین ِ من

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *