پدران

پدران روانشناسي مثبت گرا

در مطالب قبلي توضيح داده شد كه در سال ۱۹۹۸ مارتين سليگمن به عنوان رئيس انجمن روانشناسي امريكا انتخاب شد و روانشناسي مثبت را مطرح كرد و لقب پدر روانشناسي مثبت معاصر را از آن خود کرد. اما او به تنهايي اين مسير را آغاز نكرد و اولين نفر در روانشناسانی مثبت نبود. در حقيقت افراد موثر ديگری هم در اين جريان مشاركت داشتند. در اینجا با مهم ترین آنها که می توان آنها را پدران روانشناسی مثبت گرا نامید به طور مختصر آشنا می شویم:

  • ويليام جيمز William James

پزشك و روان شناس و اولين معلمي بود كه دروس روانشناسي را در ايالات متحده پيشنهاد داد.

  • آبراهام مازلو Abraham Maslow

شايد بتوان گفت نقش و تأثيري كه آبراهام مازلو به هنگام موج سوم روانشناسی در تهيه مفاهيم پايه روانشناسي مثبت داشت ديگران نداشتند. در واقع اصطلاح “روانشناسي مثبت” اولين بار توسط مازلو در سال ۱۹۵۴ در کتاب “انگيزه و شخصيت” عنوان شد. مازلو به روانشناسي كه اغلب به بيماري ها و اختلالات مربوط مي شد علاقه اي نداشت و احساس مي كرد كه اين روانشناسي درك درستي از پتانسيل ها و نقاط قوت افراد ندارد. او بر این نکته تأكيد داشت که این سبک روانشناسي با موفقيت قادر است کاستی ها و نقاط ضعف را نشان دهد اما در مورد فضیلت ها و نقاط قوت  چندان توانمند نیست.

رئیس مركز روانشناسي مثبت، استاد دانشگاه پنسيلوانيا، روانشناس امريكايي و نويسنده كتاب هاي متعدد خودیاری است و مشهور بابت نظریه درماندگی آموخته شده که پیش تر در مورد آن شرح مفصلی داده ام.

مجارستاني است و بسيار تحت تأثير جنگ جهاني دوم و جدايي از والدينش و رفتن به زندان ايتاليا قرار گرفت و همین وقایع دلیل ايده اولیه وی برای تحقیق و مطالعه بر روی نظریه غرقگي بود.

استاد روانشناسي دانشگاه ميشيگان و رئيس اسبق بخش روانشناسي باليني، طبقه بندي نقاط قوت شخصيتي با همراهی سليگمن از ارزشمندترین کارهای او است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *