خودكشي

يك دقيقه وقت گذاشتن، تغییر يك زندگي … (روانشناسی مثبت نگر و خودکشی)

زمانی که کتاب ارزشمند انسان در جستجوی معنا و حوادثی که دکتر ویکتور فرانکل سپری کرده بود را خواندم به جمله ای شگفت انگیز و قابل تأمل از ایشان رسیدم که از انسان های رنج دیده سوال کرده بود:

چرا تا به حال خودکشی نکرده اید؟

۱۰ سپتامبر هر سال مصادف است با روز جهاني پيشگيري از خودكشي که شعار امسال آن (۲۰۱۸) “يك دقيقه وقت بگذاريد، يك زندگي را تغيير دهيد.” می باشد.

چندین سال است که سازمان بهداشت جهاني (WHO) و انجمن بين المللي پيشگيري از خودكشي (IASP) به هدف اطلاع رسانی و آگاهي بیشتر مردم، دولت ها، جوامع، پزشكان و محققان درباره خودکشی و علل آن و تلاش برای كاهش آمار خودكشي و ايجاد جوامع امن تر، این رویداد را برگزار می کند.

چرا خودکشی؟

همه ما در طول زندگي با حوادث و مسائل دردناك و گاه لاينحل مواجه مي شويم. بسته به ظرفيت هاي روحي و رواني ما و ميزان تاب آوري، در شرایط سخت و بغرنج، رفتارهاي متفاوتي از خود نشان مي دهيم.

زمانی که چالش ها و سختی ها از تاب و توان فرد بیشتر است و این دردها و رنج ها طولانی شده و راهی برای حذف یا کاستن آن وجود نداشته باشد، فرد دچار احساس درماندگی و ناامیدی دائمی شده و احتمال اقدام به خودکشی در او افزایش می یابد. هدف از خودکشی، حل بحران و رها شدن از بن بست غیرقابل تحمل پیش روست.

آماري كه سازمان بهداشت جهاني نشان مي دهد، ميزان خودكشي را  ۲ برابر مرگ های جاده اي در اكثر كشورها ارزیابی کرده و از آن غم بارتر صدمه هاي جبران ناپذيري است که در افرادي كه براي چندمین بار دست به خودكشي مي زنند مشاهده می شود و البته که این مرگ تلخ را در همه گروه ها و سنين مي توانيم شاهد باشیم؛ از افراد معمولی گرفته تا فقیر، دانشمند، نویسنده، سلبریتی، ثروتمند و …

روانشناسی مثبت نگر و خودکشی 

در اين نوشته هدف بررسی علل خودكشي و آمار خودكشي و راه های پیشگیری نیست بلکه به طور مختصر نقش روانشناسی مثبت نگر در کاهش اقدام به این رفتار است.

همانطور که قبلا ً اشاره شد روانشناسی مثبت نگر به دنبال راهکارهای علمی – نه تلقینی – و صحیح برای افزایش انعطاف و تاب آوری افراد در مقابل شرایط مختلف به ویژه سخت زندگی است؛ چگونگی بهتر کنار آمدن با آنها و گذر از آنها، و حتی رسیدن به شکوفایی و در نتیجه کسب بیشترین رضایت ممکن از زندگی؛ همان مفهومی که همه ما تحت عنوان خوشبختی به دنبالش هستیم.

لازمه طی کردن این مسیر داشتن ویژگی هایی است که در برخی افراد ذاتی وجود دارد و در برخی دیگر با آموزش می توان بدست آورد: خوشبینی، همدلی و حمایت اجتماعی، عزت نفس، اعتماد به نفس، امید، مهارت حل مسأله. داشتن این ویژگی ها و یا کسب این مهارت ها باعث بهبود عملکرد فرد در شرایط دشوار خواهند شد.

روانشناسی سنتی در خودکشی تمرکز بیشتری بر کاهش عوامل خطر (risk factors) مانند افسردگي و نااميدي دارد. از طرفی گفته می شود که خودکشی فریاد کمک است. زماني كه در خانواده، دوستان یا همکاران متوجه تغيير رفتار مي شويم، كم شدن روابط اجتماعي و صميميت، حذف سرگرمي ها و لذتها، غم و اندوه و نااميدي، خشم، صحبت درباره مرگ و نيستي، بي معنا بودن زندگي و ارزش هاي آن، مصرف مواد مخدر و الكل، رفتارهاي بي پروا، عدم داشتن چشم انداز و فقدان اهداف، همگی می توانند علائمی برای اقدام به خودکشی باشند.

به خصوص نداشتن هدف و فقدان معنا در زندگی می تواند نشانه پررنگی باشد چنانکه مارتين سليگمن در مطالعاتي كه بر روی افراد ارتشي داشت مشاهده کرد زماني كه نمره معني و اهداف افراد بسیار پايين بود احتمال خودكشي در آنها نیز زياد بود. او با اين روش (کسب نمرات كم در معني و هدف زندگي) توانست روشي براي شناسايي افراد در معرض خطر خودکشی طراحي كرده و آنها را درگير برنامه هايي براي افزايش معنا در زندگي كند.

همچنین پروفسور سلیگمن در کتاب روان شناسی نابهنجاری در فصل افسردگی و خودکشی، مهمترین و اصلی ترین نشانه خودکشی را افسردگی می داند. چرا که افراد افسرده میزان سروتونین پایینی دارند و یأس و ناامیدی در آنها بیشترین است.

روانشناسی مثبت نگر با تمرين هاي متمركز بر تقويت نقاط قوت فرد و فضیلت های شخصیتی و به ویژه ایجاد خوش بینی، ایجاد فرهنگ انعطاف پذیری، تلاش برای ایجاد تجربه هاي مثبت و افزایش حس امید، به تسکین رنج های منجر به خودکشی می پردازد. همچنین نوشتن نامه های قدردانی و شکرگذاری، مدیتیشن، مرور خاطرات خوش، نوشتن طرحی جدید و بهتر برای زندگی و یافتن معنا، همگی از راه کاری های موثر روانشناسی مثبت نگر برای کاهش اقدام به خودکشی است.

اما شاید یکی از ساده ترین راهکارهای روانشناسی مثبت نگر در این زمینه “توجه به یکدیگر و وقت گذاشتن برای هم” باشد.

حمایت عاطفی می تواند در کاهش میزان افسردگی و افزایش دوپامین و سروتونین (هورمون های شادی) افراد بسیار موثر باشد. تشويق و انگیزه دادن به افراد براي گفتگو كردن (درد دل) درباره داستان هايشان و وقت گذاشتن براي شنيدن آنها بدون قضاوت، بدون راه كار دادن و …بدون قطع كردن حرف هایشان و به نوعی سنگ صبور و گوش شنوا بودن و رسيدن به نقطه اي كه فرد ديگر احساس تنهايي نكند، کمترین کاری است که هر یک از ما در قبال یکدیگر و برای کاهش میزان خودکشی می توانیم انجام دهیم؛ چنانکه تحقيقي در فرانسه نشان داده است ۷۵% كساني كه قصد خودكشي داشته اند بعد از صحبت كردن با ديگران از تصميمشان صرف نظر كرده اند.

در مطلب بعدی به معرفی رویدادی انسانی – جهانی در این خصوص خواهم پرداخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *