كتاب

كتاب زندگي خردمندانه (رويكرد شناختي – رفتاري)

كتاب “زندگي خردمندانه” نوشته مايكل نينان و ويندي درايدن، ترجمه دكتر زهرا اندوز و دكتر حسين حميدپور از انتشارات ارجمند است. نام اصلي اين كتاب “Life Coaching” است كه از كتاب هاي حوزه روانشناسي مثبت گرا و البته كتاب هاي خودياري محسوب مي شود.

كتاب ترجمه روان و قابل فهمي دارد و شامل ۱۰ فصل زير است:

– كنار آمدن با هيجان هاي دردسرساز

– غلبه بر اهمال كاري

– تنظيم وقت

– پشتكار

– برخورد صحيح با انتقاد

– جسارت و جرأت آموزي

– ريسك پذيري

– تصميم گيري

نويسنده در هر فصل با استناد به تحقيقات علمي و مطالعات موردي بر روي مراجعه كنندگان هر مسئله را توضيح داده و به بررسي علل احتمالي رويداد آن و ارائه روش هاي كاربردي براي رفع يا تعديل آن مي پردازد. استفاده از مثال هاي عيني (مراجعه كنندگان) و گفتگوهاي ميان آنها روش خوبي است كه نويسنده براي عينيت بخشيدن به موضوع بكار برده است.

تأكيد كلي كتاب بر اين مورد است كه “نحوه تفكر ما درباره رخدادهاي زندگي، مي تواند تأثير شگرفي بر شيوه ابراز احساس و رفتار ما بر رويدادها داشته باشد”.

يادگيري مهارت اينكه چرا اينگونه احساس و رفتار مي كنيم مبحث اصلي است كه در اين كتاب به آن پرداخته شده است.

موضوع هاي ديگر مورد تأكيد كتاب “دروني سازي فلسفه پذيرش خويشتن” است كه موجب كاهش مدت، شدت و فراواني هيجان هاي منفي (خشم، اضطراب، افسردگي، حسادت و …) مي شود و تأكيد بر اينكه در نقدها، تحسين ها و قضاوت هايمان چه در مورد خويش و چه در مورد ديگران رفتارِ افراد و نه شخصيتشان را مدنظر قرار دهيم.

جداي از اينكه هر كدام از فصل ها مطالب آموزنده و كاربردي دارند، مورد زير مطلب جديدي بود كه آموختم و اينجا توضيح كوتاهي در مورد آن خواهم داد.

دكتر آلبرت آليس روانشناس امريكايي، درخصوص اينكه چگونه باعث آشفته شدن خودمان در برابر حوادث ناخوشايند زندگي مي شويم “مدل ABC آشفتگي هاي هيجاني” را ارائه كرده است:

به عنوان مثال تصور كنيد بابت اهمال كاري در آماده كردن يك گزارش كاري، رئيس شما را توبيخ كرده و عملكرد شما را مورد نقد قرار مي دهد؛ با توجه به مدل ABC اين رويداد را تحليل مي كنيم:

A: واقعه فعال ساز (اتفاق ناخوشايند و استرس زا) Activating events:  توبيخ و انتقاد منفي رئيس بابت اهمال كاري در تهيه گزارش

B: باورها و افكار آشفته ساز و خودآسيب رسان Beliefs: من كارمند ناكارآمدي هستم و در مديريت زمان ضعف دارم. ديگر از چشم رئيسم افتادم و ارزش گذشته را برايش ندارم و اتفاقات كاري بدي در انتظارم است.

C: پيامدهاي هيجاني و رفتاري Consequences: افسردگي، كم شدن عزت نفس، اضطراب و استرس، خودكم بيني و بي ارزشي، شرمندگي و احساس گناه، اُفت عملكرد.

در اين مدل گفته مي شود كه اگر چه وقايع تأثير زيادي بر مسائل هيجاني ما و رفتارهاي ناشي از آن دارند، اما افكار و باورهاي ما (B) نقش تعيين كننده تري در بروز رفتار و احساسات دارند. احساس ما و رفتار ما بستگي به طرز فكر ما دارد و براي درك رفتار C، بايد روي B تمركز كنيم و نه روي A. پس براي تغيير دادن احساسات و رفتارها، بايد شيوه تفكرمان را تغيير دهيم.

براي اين موضوع دكتر آليس پيشنهاد مي كند كه به اين مدل، دو مولفه ديگر اضافه كنيم:

D: مورد چالش قراردادن يا زير سوال بردن تفكرها و باورهاي آشفته ساز : (آيا من كارمند بي ارزشي هستم؟ آيا اين اتفاق موجب تنزل شغلي من خواهد شد؟ آيا …)

E: نگرش موثر (از بين بردن موثر گناه و اشتباه): (من هم جايزالخطا هستم، در پروژه هاي بعدي عملكرد بهتري از خودم نشان خواهم داد، رئيس من گذشته خوب كاري من را مدنظر قرار خواهد داد و …)

هنگام استرس و اضطراب سيستم فكري ما بسته و محدود مي شود. سوال پرسيدن و مورد چالش قراردادن افكارمان موجب باز و پذيرا شدن سيستم فكري مي شود. نگرش موثر موجب ثبات هيجاني و رفتاري بيشتر و در نتيجه معقول و منطقي فكرد كردن و مشكل گشايي مي شود. (فصل اول، صفحات ۱۰ الي ۱۲)

در پايان نويسنده يادآور مي شود كه خواندن اين كتاب و امثال آن در ابتدا اشتياق شديدي براي تغيير و تحول در مخاطب ايجاد كرده كه معمولاً به عمل ختم نشود و اگر هم بشود دوام چنداني نخواهد داشت چرا كه تغيير باورها و نگرش نياز به پشتكار و مداومت دارد.

4 دیدگاه برای “كتاب زندگي خردمندانه (رويكرد شناختي – رفتاري)

  1. سلام استاد.
    روش خوبی را معرفی کردید. ممنونم.
    به نظرم در روش ABC ما سعی میکنیم تا به ابعاد بیشتر و بیرونی تر مساله ایی که با ان درگیر هستیم بپردازیم. به نوعی مساله را با سوالات متعدد و برون ریزی های ذهنی بیشتری نگاه کنیم. وسعت دیدمان را محدود نکنیم و فراتر بدان توجه کنیم. به عبارت بهتر، درون مساله یا چالش امان غوطه ور نشویم. برای حل آن اقدام کنیم.
    البته نمی دونم این برداشت من از این مدل درست است یا خیر؟
    سوال دوم اینکه برای حل چالش های خود، حتما باید چالش بین فردی (میان دو نفر) باشد یا مثلا می تواند بین خودمان باشد. آیا می توانیم برای حل این سوال که “چرا من اهمال کار هستم و فرصت های روبرویم را از دست داده ام” از این مدل استفاده کنیم؟ (اینجا ما رئیسی نداریم که ما را توبیخ کند. خودمان هستیم و از کرده خودمان نادم.)
    متشکرم استاد.

    1. سلام و سپاس بابت محبتتون؛
      در مورد اول، چالش كشيدن و سوال پرسيدن در مورد واقعه آشفته ساز موجب ايجاد تفكر واگرا و قدرت بالاتر حل مسئله شود كه خود منجر به يافتن راهكارهاي بهتر و منطقي تر براي حل يا كنار آمدن با موضوع مي گردد. ضمن اينكه گاهي كنترل دروني بيش از حد و نسبت دادن وقايع به خود و مقصر پنداشتن خود، مي تواند موجب بزرگتر شدن مسئله و تبعات ناشي از آن (افسردگي، استرس، ناكارآمدي و …) شود.
      در مورد دوم، در فصل هاي متعدد كتاب براي غلبه بر اهمال كاري، خشم، حسادت، نداشتن جسارت و شهامت، اضطراب و بطور كلي رفتارهاي دروني – فردي، با مثال هاي عيني از مدل ABC استفاده و پيشنهاد شده است.
      با سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *