فاصله لذت تا خشنودی

اغلب ما در حالت عادي تفاوتي بين لذت و خشنودي قائل نمي شويم و شايد خیلی اوقات این مفاهیم را به جای هم بکار برده ایم. از طرفي در زندگي روزمره تلاش زيادي براي بدست آوردن شادي و خشنودی مي كنيم، اما تمايز بين لذت و خشنودي را گم كرده ايم. حتی ما با تصور اینکه دنبال کردن لذت ها ما را به خشنودی سوق می دهد ممکن است از راه های میان بُر برای رسیدن به شادی و خشنودی استفاده کرده باشیم که البته نتیجه بخش نخواهند بود.

محققان روانشناسي مثبت گرا تعاريف مختلفي از لذت و خشنودي را ارائه مي دهند. به زعم آنها «لذت ها pleasures» با حواس ما سر و كار داشته و هيجان زيادي به همراه دارند. شنيدن صداي باران، لمس بدن يك نوزاد،چشيدن يك غذاي خوشمزه، ديدن و بوييدن يك گل زيبا و خوشبو، همگي لذت هستند. پس لذت یعنی حسِ شور و شعف، سرزندگي، راحتي.

«خشنودي ها gratification» چندان با احساسات درگیر نیست و فعاليت هايي هستند كه ما انجام دادنشان را دوست داريم. برای خشنودي باید قابليت ها و فضيلت هاي شخصي را بالفعل کنیم. كمك به همنوعان، فتح يك قله، یک گفتگوي دلپذير، خواندن يك كتاب خوب، رقصيدن، به اتمام رساندن موفقيت آميز يك پروژه و … همگي خشنودي به همراه دارند.

لذت ها به آسانی بدست می آیند و به سرعت هم اثر می گذارند مانند يك قرص مُسكِن كه مي تواند درد را به سرعت از بين ببرد. مثلاً تصور کنید در يك روز گرم تابستاني در حال ليس زدن يك بستني خنك هستيد، در همان لحظه احساس لذت زيادي داريد اما نيم ساعت بعد يا حتي شايد دقايقي كمتر دیگر چنين حدي از احساس لذت را نخواهید داشت؛ زیرا اثر لذت ها كوتاه مدت بوده و از طرفی ما به سرعت به لذت ها عادت مي كنيم طوريكه اثر اوليه را نخواهند داشت و پاياني زود هنگام دارند. علاوه بر این زمانی که يك عمل لذت بخش را تکرار می کنیم از لذت آن كم مي شود. مثلاً زمانی که تشنه هستيم لذتی که اولين ليوان آب خنك برایمان دارد با مقدار لذت لیوان دوم متفاوت است.

(راهکار روانشناسی مثبت گرا براي تقويت لذت ها، خلق رويدادهاي لذت آفرين با فاصله هاي زماني طولانی و افزایش آگاهی و هوشیاری در مورد لذت‌هاست که لذت افزایی (savoring) نامیده می شود.)

در مقایسه خشنودي به راحتي بدست نمی آید و حتی ممکن است با استرس و سختی همراه بوده و نیاز به تلاش داشته باشد اما به سرعت هم تکراری و عادي نمي شود. فعالیت هایی که در نهایت خشنودی به همراه دارند معمولاً چالش برانگيزند و نياز به مهارت دارند، هدفی بزرگ را دنبال کرده و در کنار سختی های احتمالی، حاضر نیستیم آن را با چیز دیگری جایگزین کنیم.

به هر حال شاید مهمترین وجه تمایز این دو مفهوم در این باشد که در لذت بردن ما در حال مصرف كردن و رسيدن به اشباع بيولوژيكي هستیم، اما در خشنودي در حال غني ساختن زندگي و سرمايه گذاري و رشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *