غرقگی

غرقگی (فرآیند درگیری انسان با زندگی برای به دست آوردن شادکامی)

غرقگی کتابی ارزشمند در حوزه روانشناسی مثبت گرا و نوشته میهالی چیک سنت میهای، ترجمه دکتر زهره قربانی است که توسط انتشارات رشد در سال ۱۳۹۶ منتشر شده است. عنوان اصلی این کتاب Flow:the psychology of optimal experience می باشد.

این کتاب شامل ده فصل است که همگی خلاصه نتایج چند دهه پژوهش های نویسنده و همکارانش درخصوص خلاقیت، خشنودی و مهمتر از همه غرقگی (Flow) می باشد. ترجمه این کتاب به جرأت یکی از بهترین ترجمه های کتب تخصصی است که سلیس و قابل فهم بودن ترجمه، موجب لذت و درک بیشتر خواننده از مطالب می شود.

طبق تعریف کتاب:

تعريف غرقگي: مجموعه اي از تجربه هاي هدف دار، فشرده ، به لحاظ منطقي سازمان يافته، كه به دليل نظم دروني اش، احساس مي شود معنادار و خشنودكننده است. (ص ۲۹۳)

مفهوم غرقگي: حالتي كه در آن افراد آنقدر درگير فعاليتي هستند كه هيچ چيز ديگر برايشان اهميت ندارد. اين تجربه به خودي خود آنقدر خشنود كننده است كه مردم حتي در ازاي پرداخت بهايي سنگين نيز آن را صرفاً بخاطر انجام دادنش انجام مي دهند.

قبلاً در اینجا در مورد غرقگی، شرایط ایجاد آن و مولفه های آن مطالبی را نوشته بودم. اینکه چگونه ما گاهی ناخودآگاه با پرداختن به کارهای بسیار ساده و معمولی به اوج خشنودی می رسیم و گاهی در بهترین شرایط و با تجربه عجیب و غریب ترین و گران ترین لذت ها به طور کوتاه و موقتی خوشحال می شویم و گاهی حتی خوشحال هم نمی شویم.

در کتاب غرقگی علت و چرایی این رضایت مندی ها و ریشه های نارضایتی ها را می آموزیم، در مورد آشفتگی ذهنی که متضاد غرقگی است می خوانیم و در می یابیم که چگونه بعد از هر غرقگی (آشفتگی منفی) ذهن ما پیچیدگی بیشتری را به خود می گیرد و رشد کرده و به تجربه مطلوب می رسد.

کتاب حاوی مطالب آموزنده و جذاب بسیاری است که از جمله می توان به تفاوت لذت و خشنودی اشاره کرد:

لذت ها احساسات خوبی هستند که طبق انتظارات برنامه ریزی شده ی ما برآورده می شوند اما ناپایدار هستند و موجب شادکامی نمی شوند.

خشنودي احساسی است که نه تنها زمانی که انتظارات ما برآورده می شود رخ می دهد بلکه زمانی که فراتر از آنچه برنامه ریزی کرده ایم و تصورش را هم نمی کرده ایم به اهدافمان دست می یابیم.

در کتاب غرقگی، نتایج تحقیقات میهالی نشان می دهد که برخلاف آنچه ما معمولاً تصور می کنیم، بهترین لحظات زندگی ما زمانی هایی هستند که ما داوطلبانه (به طور ذهنی یا فیزیکی) در تلاش برای رسیدن به چیزی نه چندان آسان و البته ارزشمند هستیم و در حقیقت با چالشِ غلبه بر محدودیت های دستیابی به آن روبرو می شویم.

نویسنده در حین پرداختن به تفهیم هر چه ملموس تر غرقگی از مثال های عینی افرادی که تجربه غرقگی را با فعالیت‌هایی نظیر آهنگسازي و موسيقي، رقص (سماع،باله)، نقاشی، صخره نوردي، دريانوردي، ماهيگيري، شطرنج، جدول حل كردن، تحصيل و یادگیری و حتی چوپانی تجربه کرده اند استفاده می کند تا این نکته را خاطر نشان سازد که غرقگی را در هر کاری که ما مسبب آن هستیم می توانیم تجربه کنیم.

شاید برای همه ما این سوال مطرح شود که چطور می توانیم غرقگی را بیشتر تجربه کنیم؟

آیا این وضعیت در برخی افراد بیشتر مشاهده می شود؟ اگر بله، علت آن چیست؟

پاسخ این سوالها را در بخشی از کتاب که به ویژگی های شخصیتِ خودانجام (Autotelic) (افرادی با داشتن توانایی خلق تجربه غرقگی حتی در بایرترین محیط های زیستی) پرداخته شده می توانید بیابید که جزء جذاب ترین مطالب کتاب است.

در این کتاب ما می آموریم که:

* اولاً اگر در بعضی موضوعات و یا فعالیت هایمان غرقگی را تجربه می کنیم دلیل بر این نیست که در همه فعالیت های دیگرمان هم چنین وضعیتی رخ دهد.

* ثانیاً بدن ما (حواس پنج گانه، جسم و فیزیک ما، حرکات ما و حتی رابطه جنسی ما)، علم و  خرد ما، یادگیری ما، شغل، دوستیها و روابط خانوادگی و اجتماعی ما و تنهایی ما، چگونه با تجربه غرقگی می توانند خشنودی و معنای کاملی از زندگی را به ما هدیه دهند.

غرقگي يك جريان مداوم است و قله ای برای صعود ندارد. غرقگی باید موجب غني تر كردن، مشتاقانه تركردن، معنادارتر كردن زندگي شود.

غرقگي توانايي است كه مي توان آنرا ايجاد كرد و پرورش داد و به كمال رساند. غرقگی  به ما احساس قوی بودن، فعال بودن، خلاق بودن، متمرکز بودن و با انگیزه بودن می دهد؛پس برای درک بهتر و یادگیری روند چنین تجربه ای، خواندن این کتاب ارزشمند و جامع را به علاقه مندان پیشنهاد می کنم.

6 دیدگاه برای “غرقگی (فرآیند درگیری انسان با زندگی برای به دست آوردن شادکامی)

  1. سارا سلام
    یک ترجمه دیگه از این کتاب هم با عنوان “تجربه اوج (فراسوی سرخوشی)” رضا علوی هم در بازار است که من چند صفحه از آن را مرور کردم ترجمه خیلی خوبی داشت.

    1. سلام علی جان، من از این کتاب اطلاع نداشتم و بعد از کامنت شما جستجو کردم و ازش اطلاع پیدا کردم. ممنونم از لطفت. حتماً تهیه و مطالعه می کنم.
      با سپاس

  2. سلام و عرض ادب
    ممنون از مطلب اتون در مورد غرقگی
    ی سوال برام پیش آمد.
    ما چگونه می توانیم فعالیت هایی را شناسایی کنیم که ما را به غرقگی می رسانند؟
    مثلا من با این فعالیت هایی که شما مثال زدید (آهنگسازی، صخره نوردی، …) به غرقگی نمی رسم (البته دارم کاملا ذهنی تصمیم می گیرم و ممکنه بعضی از آنها را انجام نداده باشم) آیا تنها راهش این است که آنها را تجربه کنم یا اینکه راه دیگری وجود دارد تا مطمئن شوم می توانم با انجام این فعالیت به غرقگی برسم.
    به عنوان سوال دیگر، تاثیر ذات فرد (خصوصیات فردی) بر عوامل ایجاد کننده غرقگی چقدر است؟
    پیشاپیش ممنونم.

    1. با سلام و سپاس بابت وقتی که به خواندن مطالب اختصاص می دهید.
      اول اینکه گاهی غرقگی کاملاً اتفاقی رخ می دهد یعنی شرایط بیرونی و درونی همایند می شوند. مثلاً شما در یک کلاس آموزشی شرکت می کنید و همه چیز اعم از مربی، دانشجویان، عناوین تدریس شده، فضا برای شما خوشایند است و از طرف دیگر بین دانشجویان صحبت ها و گفتگوهایی شکل می گیرد که نهایتاً احساس خشنودی می کنید و گذر زمان را در کلاس احساس نمی کنید.
      دوم اینکه غرقگی شرایطی دارد و شما می توانید با ارزیابی خودتان در طی فعالیت های مختلف متوجه شوید که با کدام فعالیت این وضعیت را تجربه می کنید؛ آن فعالیت نیاز به تمرکز و توجه کامل و هشیاری دارد، بازخورد و پاداش فوری دریافت می کنید، گذر زمان و اتفاقات پیرامون را متوجه نمی شوید، نیاز به یادگیری و مهارت دارید، در پی هدفی چالشی اما قابل انجام و قابل کنترل هستید و آن فعالیت را بخاطر تجربه کردن خود فعالیت انجام می دهید نه چیز دیگری.
      شاید در مورد شما زمانیکه در حال یادگیری مطلب و موضوع جدید و یا در حال مطالعه هستید و یا انجام یک پروژه کاری، غرقگی را تجربه کرده باشید بخصوص اگر این فعالیت ها در سطحی بالاتر از متوسط به لحاظ چالشی بودن و نیاز به مهارت داشتن، باشند. احتمالاً در طی انجام آن گذر زمان را متوجه نشده اید و آنقدر از این درگیری لذت برده اید که اگر از شما می پرسیدند آیا حاضر بودید کار دیگری را انتخاب کنید جواب شما منفی بوده است و یا اگر بخواهم طور دیگری این مطلب را توضیح بدهم اینکه شما در طول روز و در حین انجام کارها و وظایف روتین روزمره، به دنبال اولین فرصتی بودید تا بتوانید زودتر به آن فعالیت دلخواهتان بپردازید و چون درگیر یک چالش لذت بخش بودید، “خود” شما رشد می کند و پیچیده تر می شود. مهمتر از همه اینکه شما آن فعالیت ها را تنها به خاطر دل خودتان انجام می دهید و نه شهرت، ثروت، وظیفه، تعهد و ترس و هیچ چیز دیگر. مانند دانشمندان که فقط و فقط کارهایی را انجام می دادند که از انجام آن خشنود می شدند.
      در مورد سوال دوم، البته که تحقیقات انجام شده روی قشر مخ نشان داده بعضی افراد بطور ژنتیکی با تمرکز و هشیاری بالاتر وجود دارند که سریع تر و بیشتر غرقگی را تجربه می کنند چون توانایی تمرکز و غرقگی با هم ارتباط مستقیم دارند و برخی افراد به طور ژنتیکی دچار اختلالات توجه هستند. اما در نهایت تحقیقات عصب شناختی نشان داده که در مورد کنترل و هشیاری (الزامات غرقگی) یادگیری موثرتر از وراثت است. نقش خانواده در پرورش فرد خودانجام بسیار می تواند در تجربه غرقگی موثر باشد. (فصل ۴ کتاب توضیح جامعی در این خصوص ارائه داده است.)

  3. سلام سارا حق بین عزیز.
    مطلبت رو خوندم و لذت بردم.
    خیلی مشتاق شدم که کتاب رو بخرم. علاقه خیلی زیادی به روانشناسی مثبت‌گرا دارم. اما در مورد منابع معتبر در این حوزه همیشه سردرگم بودم.
    اما خیلی خوشحالم که توی وبلاگ شما این منابع معتبر رو می‌بینم و در موردشون مطالبی رو می‌خونم.
    وبلاگ پرمحتوا و غنی‌ای داری. من که لذت می‌برم هر موقع مطالعه می‌کنم.
    موفق باشی و سربلند.

    ارادتمند
    سعید فعله‌گری

    1. سلام و درود دوست عزیز؛
      راستش من تمام مطالب رو از سایتهای معتبر و مرتبط خارجی که البته به علت پراکندگی نمی تونم در پایان رفرنس بدم انتخاب و ترجمه و اقتباس می کنم و یکی دو مورد سایت معتبر ایرانی و کتابهای مرتبط این حوزه. بنابراین می تونم از صحت مطالب مطمئن باشم. عکس این پست رو هم تعمداً طوری انتخاب کردم که کتابهای مرتبط این رشته برای علاقه مندان قابل مشاهده باشه. باز هم اگر بتونم کمکی بهت بکنم خوشحال می شم.
      ممنونم که وقت می ذاری و مطالب رو مطالعه می کنی. امیدوارم مفید باشند.
      با سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *