شکوفایی

شکوفایی روان شناسی مثبت گرا (درک جدیدی از نظریه شادکامی و بهزیستی)

در مطالب قبلی در مورد شکوفایی مختصری نوشتم و  از کتاب شکوفایی روان شناسی مثبت گرا (Flourish: A Visionary New Understanding of Happiness and Well-being) نام بردم. در اینجا معرفی کامل تری از این کتاب داشته و خلاصه کوتاهی را برای علاقه مندان ارائه خواهم کرد.

این کتاب نوشته مارتین ای.پی.سلیگمن در سال ۲۰۱۱ و ترجمه امیر کامکار و سکینه هژبریان و انتشارات نشر روان، شامل دو بخش: ۱- روان شناسی مثبت گرای جدید ۲- راه های شکوفایی، در ۱۰ فصل است که به زبان ساده و همراه با مثال ها و تحقیقات و نتایج آنها نگاشته شده است.

کتاب به تفهیم هر چه بیشتر نظریه شادکامی اصیل (افزایش رضایت از زندگی) و نظریه بهزیستی (افزایش شکوفایی)، توضیحات بیشتری در مورد مدل PERMA و ویژگی های آن پرداخته و اینکه شادکامی و بهزیستی چیزی فراتر از حال و هوای خوش و لذت و سرخوشی موقتی است.

سلیگمن با آموزش تمرین های اثربخش روان شناسی مثبت گرا و نتایج مثبتی که این روش ها بر کاهش افسردگی بیمارانش داشته به این نکته می پردازد که برخی رخدادهای زندگی از قبیل برنده شدن در یک مسابقه یا لاتاری، ترفیع شغلی، ازدواج، خریدن یک ماشین گرانقیمت و … به سرعت می توانند ما را شاد کنند اما این شادی ها عموماً موقتی بوده و نیاز به وقایع دیگری است تا بتوانیم خود را روی تردمیل سرخوشی حفظ کنیم. اما با تمرین های شادکامی مانند: *ملاقات با قدردانی یا *چه چیزی خوب پیش رفت (هر شب سه مورد از اتفاقات خوب و دو دلیل آن رویداد را یادداشت کرده و قدردان باشیم) می توان شادکامی ها را دائمی تر نمود.

او معتقد است روان شناسی مثبت گرا تلاش می کند که یک رابطه خوب را به یک رابطه عالی مبدل کند. در مقایسه دارو درمانی و روان درمانی، درمان های دارویی نهایتاً تا ۶۵ درصد می توانند موثر باشند و همین مقدار هم با قطع دارو کاهش یافته و بیماری مجدداً عود می کند؛ اما تمرین های روان شناسی مثبت گرا موثرتر، لذت بخش تر و ماندگارترند و البته خاصیت خودتقویتی هم دارند. او همچنین خواستار آن است که درمانگرها، معلم ها، والدین و … در عوض استفاده از دارو یا تکنیک برای کاهش استرس، اضطراب و هیجانات منفی به دنبال آموزش این باشند که چگونه حتی زمانی که غمگین، عصبانی و مضطرب هستیم خوب عمل کنیم. (Dealing whit it / کنار آمدن با مشکلات)

پس ترجیح داد بجای روان شناسی نظری به روان شناسی کاربردی (سال ۲۰۰۵ دانشگاه پنسیوانیا) بپردازد هر چند که در ابتدا بزرگان روان شناسی از این موضوع استقبال چندانی نکردند.

او و همکارانش از فرمولی به نام نسبت لوزادا برای سنجش میزان بهزیستی استفاده کردند. لوزادا نسبت جملات مثبت به منفی است (۲/۹ به ۱) که هر چه این نسبت بزرگتر باشد نشانه بهتری است و هر چه عدد خروجی کمتر، وضعیت بهزیستی فاجعه آمیزتر است.

یکی از تحقیقات سلیگمن در حوزه روان شناسی مثبت گرا بر روی ارتش امریکا بود تحت عنوان ” برنامه آمادگی جامع سربازان (CSF)” که بازیابی (تاب آوری) را به ارتش و خانواده های آنها به علت موقعیت خاصشان آموزش می دهد. در واقع آنها علاوه بر بهبود و تقویت بدنی و فیزیکی نیاز به آمادگی روانی در ابعاد عاطفی، اجتماعی، خانوادگی و معنوی دارند تا عملکرد بهتری را نشان دهند؛ زیرا یکی از موارد متعدد مشاهده شده در سربازان امریکایی بعد از جنگ عراق و افغانستان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) بود که برگزاری این آموزش ها را حتمی کرد.

همه ما بارها این جلمه را شنیده، خوانده و با خود تکرار کرده ایم: ” آنچه مرا نکشد قوی ترم خواهم کرد. (نیچه)” 

بر همین مبنا سلیگمن در یک پرسشنامه تحقیقاتی آنلاین ۱۵ مورد از بدترین اتفاقات زندگی افراد را که متحمل روی دادن هستند لیست کرد و از افراد خواست تا مواردی را که تجربه کرده اند انتخاب کنند. نتایج نشان داد افرادی که یک مورد از این تروماها را در زندگی تجربه کرده اند از سطح بالاتری از بهزیستی نسبت به افرادی که هیچکدام را تجربه نکرده اند برخوردار بوده، افرادی که دو مورد تروما را تجربه کرده نسبت به یک موردی ها از نقاط قوت و بهزیستی بیشتری برخوردارند و الی آخر؛ که در روان شناسی مثبت گرا به این رویه رشد پس از آسیب (PTG) گفته می شود.

قطعاً افرادی را می شناسیم که دچار بیماری روحی نیستند اما عملکرد خوبی هم در زندگی ندارند. سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۴۶ تعریف جدیدی از سلامتی ارائه کرد: سلامتی به معنای عدم وجود بیماری نیست بلکه حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی، مهارت های لذت بردن از هیجانات مثبت، برخورداری از معنا در زندگی، دستیابی به اهداف شغلی، ایجاد روابط محکم است.سلامت روانی یعنی شکوفایی در زندگی . از آنجایی که یکی از ارکان شکوفایی خوش بینی است تحقیقات سلیگمن در رابطه با خوش بینی و بیماری ها (قلبی و عروقی، سرطان، سرماخوردگی و بیماری های عفونی) حاکی از آن است که افراد خوش بین به این دلیل که دست به عمل زده و سبک زندگی سالم تری دارند و از حمایت اجتماعی بیشتری برخوردارند، کمتر در معرض ابتلا به بیماری هستند.

شاید یکی از تصورات اغلب ما این باشد که کشورهای ثروتمند که از رفاه مادی بالایی برخوردارند به احتمال بیشتری از سلامت روحی هم بهره مندند. اما تحقیقات نشان می دهد که با وجود افزایش امکانات زندگی، شغلی، تحصیلی، طی ۵۰ سال اخیر سن افسردگی در این کشورها از ۳۰ سالگی به ۱۵ سالگی کاهش یافته و الزاماً بالارفتن تولید ناخالص داخلی به معنای ارتقا بهزیستی و رضایت مندی نیست چه بسا میزان افسردگی و اضطراب افزایش و ارتباطات اجتماعی و اعتماد کاهش یافته است. روان شناسی مثبت گرا معتقد است که ثروت باید در خدمت سلامت باشد و دولت ها باید علاوه بر تلاش برای کسب سود و ثروت به سلامت کلی شهروندان نیز اهمیت لازم را دهند.

نهایتاً سلیگمن در کتاب شکوفایی با ذکر این که ” هنگامی که افراد به شکوفایی می رسند، بهزیستی، بهره وری و صلح به دنبال آن خواهند آمد؛ مأموریت بلندمدت روان شناسی مثبت گرا را این چنین بیان می کند:

” تا سال ۲۰۵۱ میلادی، ۵۱ درصد از مردم جهان به مرحله شکوفایی خواهند رسید. “

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *