روانشناسي مثبت گرا

روانشناسي مثبت گرا يا قانون جذب و قدرت كائنات؟

زماني كه درباره روانشناسي مثبت و مثبت گرايي صحبت مي شود، اغلب افراد آن را با مثبت انديشي و قانون جذب و قدرت كائنات يكسان مي دانند و حتی بیان می کنند كه سالهاست آن را می شناسند و از آن استفاده مي كنند؛ در حاليكه تفاوت هاي اساسي ميان روان شناسي مثبت گرا (Positive psychology) و مثبت انديشي (Positive thinking) وجود دارد.

در سال ۱۹۵۲ «نورمن وينسنت پيل» كتاب «قدرت تفكر مثبت» را منتشر كرد که به موفقیت چشمگیری رسید. در دهه ۷۰ ميلادي ايده تفكر مثبت به عنوان راهي براي مقابله با مشکلات روزمره مطرح شد و پس از آن كتاب و فيلم «راز» توانستند فروش و موفقيت بزرگی را در اين حوزه کسب کند.

امروزه همچنان شاهد هستیم که جنبش تفكر مثبت و قانون جذب قدرتمندانه به پيش مي رود و با برگزاری همايش ها و سمينارها، انتشار مجله ها و مطالب متعدد در سايت ها توانسته اين شعار را تجويز كند كه: «براي جذب چيزهاي خوب در زندگي كافي است آنها را در ذهن خود تصور كنيد.»

اما تفاوت‌هاي روانشناسي مثبت گرا و مثبت انديشي:

* مثبت انديشي چيزي حدود يك قرن قدمت دارد در حاليكه روانشناسي مثبت گرا بطور جدي از اواسط دهه ۹۰ ميلادي مطرح شده است.

* روانشناسي مثبت گرا پايه و اساس علمي قوي دارد و مبتني بر تحقيقات و پژوهش هاي علمي و عملي است در حاليكه مثبت انديشي مبتني بر تلقين و حكايت ها و داستان ها و خاطرات و تجربيات فردي است.

* تفكر مثبت و قانون جذب به دنبال شادي، ثروت و سلامتي بي حد و حساب و دائمي است اما روانشناسي مثبت توجه به احساسات منفي را لازم می داند چنانكه بارابارا فردريكسون نسبت ۳ احساس مثبت به ۱ احساس منفي را براي شكوفايي انسانها ايده آل مي داند.

* تفكر مثبت تنها با نشان دادن تكنيك هايي و یک نسخه کلی به ما یاد می دهد با کنترل ذهنمان روياهايمان را تحقق بخشيم. شعار اين تكنيك ها اين است كه آنها زندگي شما را تغيير مي دهند و شما را به يك فرد جديد تبديل مي كنند.اما روانشناسي مثبت بيش از آنكه به دنبال يك زندگي شاد باشد در جستجوي يك زندگي معنادار است. روانشناسي مثبت مطالعه علمي و ارائه راهكارهاي عملي براي آن چيزي است كه باعث رشد افراد، بهبود عملكرد و به حداكثر رسيدن كارآيي و افزايش كيفيت زندگي مي شود. روانشناسي مثبت بر رفتارهايي تمركز دارد كه مي تواند منجر به يك چارچوب ذهني بهينه تر شود، الگوهاي فكري كه به رفتارهاي كارآمدتر منجر مي شود.

حال بياييد فرض كنيم كه قانون جذب و قدرت كائنات را پذيرفته ايم مانند افرادي كه آنها را برطرف كننده همه مشكلات ناگوار زندگي مي دانند، از پيدا كردن يك جاي پارك خودرو در يك خيابان شلوغ گرفته تا خريدن خانه ايده آل و ثروتمند شدن. توصيه آنها اين است كه كافي است فقط خودتان را در آن موقعيت تصور كنيد!

پس چگونه است که بعضی افراد با آنکه مدتهاست این تکنیک ها را بکار می برند اما زندگیشان تغییر نمی کند؟ آیا آنها به اندازه كافي تلاش نكرده اند؟ آیا كائنات نسبت به آنها بي تفاوت است؟ و یا چگونه است که ميليون ها انسان در كشورهاي جهان سوم و توسعه نيافته در جنگ و فقر و گرسنگي به سر می برند؟ آيا آنها تمايل به بهتر شدن وضعيتشان ندارند يا به اندازه كافي و صحيح خواسته هايشان را تجسم نمي كنند و يا شاید هم كائنات بعضی از قسمت های کره زمین را در اولویت قرار می دهد؟!

اعتقاد به تفکر مثبت و قانون جذب موجب می شود اگر با بكاربردن تكنيك ها به نتيجه دلخواه نرسيم، احساساتمان در مورد خودمان بدتر شود و يك شكست ديگر به ليست بدبياري هايمان اضافه گردد و اين يعني سقوط عزت نفس، اعتماد به نفس، خودكارآمدي، اميد و خوش بيني. پس بهتر است به جای آنکه دنبال کلیشه های غیرعلمی باشیم در پی راهکاری علمی و كاربردي برای زندگی با کیفیت باشیم.

 روانشناسی مثبت گرا بدنبال ترميم قسمت هاي بد و ناخوشايند زندگي و مطالعه شكوفايي انسان است و سوق دادن فرد به:

خلقِ زندگي كه ارزش زيستن دارد.

A Life worth living

2 دیدگاه برای “روانشناسي مثبت گرا يا قانون جذب و قدرت كائنات؟

  1. سلام وقت شما بخیر
    امین‌ مجدمی هستم
    به اعتقاد من قانون جذب و یا روانشناسی مثبت گرا هر دو ابزاری هستند که ما می توانیم از آنها در جهت بهبود زندگی خود استفاده کنیم و در اصل ما فراتر از این ابزار هستیم ،هر دوی این ابزار با ذهن آدمی کار دارند و من اعتقاد دارم ذهن نیز ابزاری است که میشود آنرا در اختیار گرفت و ما فراتر از ذهن خود هستیم.
    در مورد قانون جذب درست می گویید که هزاران نفر در حال استفاده از آن هستند اما نتیجه ای برایشان حاصل نمی شود و دلایل متعدد دارد.
    و در مورد علم من چیزی بگویم امروزه ما شاهد رشد علم و تکنولوژی هستیم ولی نقاط ضعفی هم دارد برای مثال علم آدمی را به کره ی ماه می برد اما به همسایه خود نمی برد

    نتیجه پس نه این و نه آن و مابین هردو را باید در نظر گرفت آن هم بعنوان ابزار ، در نهایت من اعتقاد دارم که جوینده یابنده ست و هرفردی که بخواهد به چیزی برسد تحت هر شرایطی راهش را پیدا می کند.
    با تشکر

    1. سلام دوست عزيز. ممنون بابت بازخورد. بله ذهن بسيار بسيار قدرتمند است و البته من چون دلايل كافي دقيق و علمي و عيني ندارم هرگز منكر قانون جذب نمي شوم اما آنرا تأييد هم نمي كنم كه مثلاً‌دست روي دست بگذارم و فقط در ذهنم تصور كنم كه من به زودي ثروتمند خواهم شد و هر روز عبارات تأكيدي در كلامم بكار ببرم چون قدرت كلام زياد است. من ترجيح مي دهم كه كاري را انتخاب كنم، اشتياق براي آن داشته باشم، نسبت به موفقيتم خوش بين باشم، سختي هايش را تاب بياورم و با قدرت حل مسئله مشكلات را سپري كنم تا مثلاً ثروتمند باشم و البته در اين مسير اميدوار هم باشم.
      آنچه كه در حال حاضر به خودم توصيه مي كنم اينكه از اصول علمي كه بارها در نمونه هاي آماري مورد آزمون قرار گرفته پيروي كنم چرا كه فرصت آزمون و خطا ندارم، در اين خصوص روانشناسي مثبت گرا مي گويد آهان اين مورد مي تواند صحيح باشد اجازه بدهيد امتحانش كنيم و بعد كه مورد سنجش قرار گرفت نتيجه استخراج مي شود و آن روش پذيرفته يا رد مي شود. من اين مسير روشن را براي دنبال كردن خواسته هايم ترجيح مي دهم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *