خوش بینی آموخته شده

خوش بینی آموخته شده

کتاب خوش بینی آموخته شده نوشته پرفسور مارتین سلیگمن و ترجمه دکتر رامین کریمی و الهام افراز و انتشارات بهار سبز، از مهمترین کتاب ها در زمینه روانشناسی مثبت نگر است. کتاب حاضر البته خلاصه ای از مهمترین مطالب کتاب به زبان اصلی است.

در مطالب قبلی نوشته شد که دکتر سلیگمن هم مانند سایر روانشناسان بر روی بیماری ها و ضعف ها و بدبینی تحقیق می کرد و طی اتفاقی که همراه با دخترش پیش آمد به سمت خوش بینی و نهایتاً روانشناسی مثبت نگر متمایل شد.

در کتاب خوش بینی آموخته شده همانطور که از نامش پیداست به این نکته اشاره می شود که همه ما از کودکی و از طریق خانواده به خصوص مادر، مدرسه، معلم، جامعه، رسانه ها و … الگوهای بدبینی را فرا گرفته ایم، پس می توانیم خوش بینی را هم بیاموزیم. خوش بینی یک مهارت قابل یادگیری است نه یک ویژگی ثابت و غیرقابل تغییر.

در واقع اتفاق های بد و سختی ها هم برای افراد بدبین و هم افراد خوش بین اتفاق می افتد اما آنچه که در این دو گروه متفاوت است نحوه برخورد و طرز تلقی آنها از رویدادهاست. نکته قابل توجهی که در این کتاب می تواند شاخص باشد مهارت کنترل شخصی است. افراد بدبین باورهای منفی خود را طولانی مدت حفظ کرده و به همه شرایط تعمیم می دهند و نمی توانند آن را از خود دور کنند. به معنای دیگر کنترل شخصی روی افکار خود ندارند. در حالیکه خوش بین ها با مسائل کنار می آیند و بر روی افکار خود کنترل دارند، نقاط مثبت شکست ها را جستجو کرده و سخت کوش تر می شوند. آنها مشکلات را حذف نمی کنند بلکه واقعیت را دیده و در کنار آن به سایر ابعاد زندگی می پردازند اما بدبین ها آنقدر به مشکلات می پردازند که از سایر مسائل زندگی عقب می مانند.

در کتاب از عنوان سبک های توصیفی استفاده شده است. این به چه معناست؟

زمانی که دچار یک سختی و چالش می شویم اولین واکنش ما فکر کردن در مورد آن است و بعد باورهایمان نسبت به آن موضوع شکل می گیرد و ناخودآگاه روی آن تمرکز می کنیم. در این حالت شروع به توصیف ماجرا می کنیم. مثلاً اگر در مسابقه ای برنده نشویم با خودمان می گوییم من مسابقه را باختم چون همیشه بدشانسم. (نگرش بدبینانه) / من مسابقه را باختم چون به اندازه کافی تمرین نکردم. (نگرش خوش بینانه)

افراد خوش بین مسائل را موقتی، موضعی و بیرونی توصیف می کنند و افراد بدبین رویدادها را دائمی، فراگیر و شخصی در نظر می گیرند.

آنچه که در این کتاب حائز اهمیت است اینکه خوش بینی یا بدبینی و مسائل پیرامون آنها ناشی از اندیشه های ماست و اگر سبک توصیفی ما و عادت های ما تغییر کنند، نگرش ما و در نتیجه افسردگی و بیماری های ناشی از بدبینی هم تغییر کرده و درمان می شوند. چنانکه تحقیقات نشان داده افراد خوش بین به لحاظ جسمی و روحی سالم ترند و از لحاظ اجتماعی موفق تر. زیرا حتی با وجود دو مولفه استعداد و انگیزه بدون وجود عامل خوش بینی نمی توان موفق بود.

از روش های پیشنهاد شده در کتاب برای گرایش از بدبینی به خوش بینی به هنگام حوادث منفی این است که با پرت کردن حواس از آن موضوع و عدم تمرکز روی آن، زیر سوال بردن باورهای شکل گرفته و حمله کردن به آنها، مبارزه با مکالمه درونی منفی سعی در تغییر نگرشمان داشته باشیم.

البته همانطور که در کتاب ذکر شده داشتن تعادل بین خوش بینی و بدبینی لازم و ضروری است و همواره باید قبل از خوش بینی نسبت به موضوعی، هزینه شکست را تخمین زده و واقع بین باشیم.

در کتاب تست های متعددی برای سنجش خوش بینی آورده شده است که در مطلب قبلی در اختیار شما قرار گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *