تَچان

تَچان یا غرقگی (Flow) و راز خوشبختی

آیا برایتان پیش آمده کاری را انجام دهید و در طی آن نه خستگی را احساس کنید، نه گرسنگی را و نه گذر زمان را؟ و بعد از پایان یافتنش احساس خوب رضایت و یک سرخوشی خاص را داشته باشید؟

کمی فکر کنید. مثلاً حل یک مسئله ریاضی یا فیزیک، شنیدن یک موسیقی یا شاید نواختن یک موسیقی، آشپزی، خواندن یک کتاب، نوشتن یک مطلب، رسیدن به نوک قله یک کوه و یا حتی کامل کردن یک پازل.

این ویدئوی کوتاه به ما کمک می کند تا بهتر این مفهوم را درک کنیم.

 

این وضعیت تَچان نام دارد که اولین بار توسط میهالی چیک سنت میهالی عنوان شد که از عوامل تأثیرگذار بر خلاقیت و خوشبختی (شادی) می تواند باشد.

تَچان در حقیقت انجام کار در وضعیت بی فکری و ناخودآگاهی است. بطوری که در لذت انجام آن فعالیت گم می شویم و با تمام وجودمان آن را بطور خودکار انجام می دهیم و زمان و خستگی را احساس نمی کنیم. در این وضعیت نه می توانیم به موضوع دیگری فکر کنیم، نه کار یا فعالیت دیگری انجام دهیم، چیزی شبیه یک خلسه، زیرا ما عاشق آن کار هستیم. در این حالت ما با دلبستگی تمام حداکثر انرژی و مهارتمان را برای بهتر انجام دادن آن کار، مورد استفاده قرار می دهیم.

آنچه که در تَچان رخ می دهد این است که در این حالت فعالیت قشر پیشانی مغز که مسئول آگاهی، حافظه، کنترل زمان و ذهن آگاهی است، به طور موقتی و گذرا کاهش می یابد. از طرفی پاداش ها و بازخوردها موجب بالارفتن برخی هورمون ها در بدن می شوند از جمله دوپامین و آدرنالین. در نتیجه احساس رضایت، غرور و شادی به ما دست می دهد.

میهالی در این زمینه سال ها مطالعه و مصاحبه و تحقیق با ورزشکاران، موسیقی دانان، هنرمندان و … انجام داد تا دریابد افراد چه زمانی بهترین سطح عملکرد را دارند و چطور برخی افراد خلاق تر، سازنده تر و خوشحال ترند. او در یکی از پژوهش هایش متوجه شد نقاشان تا زمانی که روی نقاشی خود متمرکزند، بدون توجه به هر عاملی اعم از خستگی، گرسنگی و یا شرایط، کارشان را ادامه می دهند؛ اما زمانی که کار به اتمام می رسد، آن حسِ خوب و تمرکز را از دست می دهند. میهالی نتیجه گرفت که برای نقاشان نتیجه چندان مهم نیست بلکه روند کاری که سرگرمش هستند اهمیت دارد.

یک نمودار برای تَچان ترسیم شده که نشان دهنده شرایط لازم برای رسیدن به این وضعیت است.

تَچان

همانطور که در نمودار مشخص است، برای رسیدن به قطاع زرد رنگ (تَچان) باید کاری چالش برانگیز را با حداکثر مهارت انجام دهیم. اگر سطح مهارت های ما بیشتر از چالش پیش رو باشد دچار بی حوصلگی و یأس می شویم و اگر چالش فراتر از حد مهارت های ما باشد دچار استرس و اضطراب خواهیم شد. پس باید بین این دو تعادل برقرار باشد تا وارد این مرحله شده و لذت ببریم.

وارد شدن به مرحله تَچان علائمی دارد:

* تمرکز و توجه کامل در حین کار داریم.

* فوراً بازخورد و پاداش می گیریم.

* گذر زمان و خودمان را فراموش می کنیم.

* کاری که انجام می دهیم چالش برانگیز است و نیاز به مهارت دارد اما شدنی هم هست.

* خود را بخشی از یک هدف وسیع تر و کاملتر می دانیم.

* انجام آن کار به خاطر تجربه آن، ارزشمند است.

طبق تحقیقات بالاترین حد رضایت در فرد زمانی است که تجربه تَچان یا غرقگی را دارد . تَچان تجربه ای است که در هر طبقه بندی از انسان ها، اعم از ژن ها، سن ها، فرهنگ ها و حتی در خیلی از انواع فعالیت ها وجود دارد. میزان تجربه تَچان در افراد مختلف متفاوت است. اما تحقیقات نشان داده افراد خودانجام (Autotelic) این وضعیت را بیشتر تجربه می کنند زیرا خود محورند و تمایل بیشتری به انجام کارها به تنهایی دارند، از طرفی استقامت بالایی داشته و با وجدان ، وقت و انرژی شان را برای انجام وظایف بکار می برند. ضمن اینکه انگیزه های درونی، عاشق آن کار بودن و در لحظه زندگی کردن در آنها در مقایسه با انگیزه های بیرونی مانند ثروت، شهرت، مورد تأیید قرار گرفتن و … قوی تر است؛ چنانکه ماسارو ایبوکا موسس شرکت sony زمانی که بدون هیچ پول و محصولی شروع به کار کرد عنوان کرد: مهندسین ما لذت نوآوری در تکنولوژی را حس می کنند و از مأموریت خود برای اجتماع آگاه هستند. کتاب غرقه گی و پایه های روان شناسی مثبت گرا (Flow and the Foundation of Positive Psychology: The Collected Works Of Mihaly Csikszentmihaly) کتابی است که به جدیدترین تحقیقات درباره این نظریه پرداخته است. همچنین کتاب غرقگی (فرآیند درگیری انسان با زندگی برای بدست آوردن شادکامی) نوشته میهالی چیک سنت میهای و ترجمه دکتر زهره قربانی می تواند اطلاعات جامع تری در این خصوص در اختیار ما قرار دهد.

در پایان ترجیح می دهم راز خوشبختی را در ویدئوی زیر از زبان میهالی ببینیم و بشنویم:

The best moments in our lives are not the passive, receptive, relaxing times… The best moments usually occur if a person’s body or mind is stretched to its limits in a voluntary effort to accomplish something difficult and worthwhile.

 Mihaly Csikszentmihalyi

” بهترین لحظات عمر ما، لحظاتی نیستند که هیچ کاری برای انجام دادن نداریم؛ بلکه لحظاتی هستند که جسم یا ذهنمان را برای انجام کاری دشوار  اما ارزشمند، بی آنکه از ما خواسته باشند تحت فشار قرار داده ایم.”

16 دیدگاه برای “تَچان یا غرقگی (Flow) و راز خوشبختی

  1. سلام. تازه با مطالب بسیار ارزشمند شما آشنا شدم و استفاده می کنم.
    آیا حالت غرقگی می تواند دایمی باشد یا گذرا و موقتی.
    مثلاً هر روزه می توان ان را تجربه نمود در کارها و حالت های مختلف یا اینکه منظور فوکوس کردن روی کار دلخواهی که استعدادش را داریم است؟
    تشکر مجدد

    1. سلام و سپاس بابت لطف جنابعالی؛
      تا جاییکه من اطلاع دارم غرقگی می تواند دائمی باشد نه صرفاً تجربه یک باره و موقتی. اما منظور از غرقگی تمرکز بر روی نقاط قوت و کارهای مرتبط با استعدادهایمان نیست. منظور از غرقگی، احساس دلپذیریست که هنگام انجام برخی کارها به صورت کاملاً “ناخودآگاه” تجربه می کنیم. بطور مثال شاید یک چوپان غرقگی را در هنگام به چرا بردن گوسفندان تجربه کند و یک معلم هنگام تصحیح برگه های دانش آموزانش و یا فردی هنگام آشپزی و تزئین غذا (موردی که بارها برای خودم اتفاق افتاده) و یا یک نقاش غرقگی را بارها به هنگام نقاشی کشیدن تجربه کرده است.
      یکی از دوستانم که به طور تفننی منبت کاری می کند، حس خاصی در مورد بعضی از ساخته هایش دارد و من همیشه احساس می کنم که ایشان هنگام ساخت آن شی خاص احتمالاً گذر زمان را فراموش کرده و در حالت غرقگی بوده است.
      اگر به این مبحث علاقه مند هستید کتاب “غرقگی – فرآیند درگیری انسان با زندگی برای بدست آوردن شادکامی” نوشته میهالی چیک سنت میهالی ترجمه سرکار خانم دکتر زهره قربانی منبع بسیار خوبی است.
      با سپاس

    1. سلام و درود؛
      كتابي با نام غرقگي (فرآيند درگيري انسان با زندگي براي به دست آوردن شادكامي) نوشته ميهالي چيك سنت ميهاي ترجمه خانم دكتر زهره قرباني و انتشارات رشد در بازار كتاب موجود هست. البته من چون هنوز خودم اين كتاب را تهيه نكردم و نخوندم در مورد مطالبش نمي تونم راهنمايي كنم. اما خانم دكتر زهره قرباني از نامداران روانشناسي مثبت گرا هستند و مطمئنم اين كتاب هم مثل ساير ترجمه هاي ايشان ارزشمند خواهد بود.

      با سپاس

    1. درود بر شما
      ممنون از حُسن نظرتان.
      واژه “تَچان” لغت تخصصی رشته روانشناسی است مانند سایر رشته ها که لغت ها و اصطلاحات خاص خودشون رو دارند. در واقع شما فقط در لغت نامه های رشته روانشناسی می توانید معنی این اصطلاح رو پیدا کنید و نه در لغت نامه های فارسی معمولی.
      اگر در لغت نامه های تخصصی جستجو کنید معمولاً با این توضیح روبرو می شوید:
      تَچان در روانشناسی، حالت ذهنی ویژه‌ای هنگام انجام یک کنش است که در آن یک کنشگر در زمان انجام یک کار در احساسی از تمرکز نیرو، پایبندی کامل به کار و خشنودی در فرایند انجام کار غوطه‌ور می‌شود. به سخن ساده‌تر، تچان وضعیتی است که کسی با گیرایی کامل به آنچه سرگرم انجام آن است، شناخته می‌شود.
      با سپاس

  2. سلام سارا خانم چقدر جالب با کلمه تچان اولین باره آشنا میشم و ممنونم ازتون. این نمودار ش هم خیلی جالب بود برام واقعا هم درسته ادم وقتی توی چیزی غرق میشه و رها میشه از بند مشکلات و سایر مسائل زندگی، لذت رو عمیقا تجربه میکنه.خوشحالم که در این باره مینویسین و میتونیم استفاده کنیم

    1. درود بر شما
      بله فکر می کنم همه ما این وضعیت رو تجربه کردیم؛ غرق در شنیدن یک ترانه شدیم، یا آنقدر در جریان یک کتاب یا فیلم فرو رفتیم که حتی متوجه اشکهامون نشدیم، یا موقع نقاشی کشیدن، کارهای فنی و … برای هر کسی می تونه متفاوت باشه. به هر حال امروزه در روانشناسی مثبت گرا تلاش می کنند که افراد خودشون رو بهتر بشناسند که چه کاری آنها را در حالت تچان می بره و بتونن در مواقع سختی ها و دشواری ها بهش پناه ببرند. یک راه موثر برای بازیابی خود.

  3. سلام و درود بر سارای عزیزم.
    سارا جان، اول از همه ممنونم که اینقدر مفاهیم رو به خوبی توضیح میدی. هر وقت که مطالبت رو میخونم، مثل فیلمها که نامه‌ها با صدای نویسنده خونده میشه، لحن و صدای آرامش‌بخشت پیش زمینۀ ذهنم هست.

    درباره وضعیت غرقگی، من این حالت رو .قتی در حال حل مسئله باشم تجربه میکنم. حالا نه لزوما مسئله ریاضی. هر نوع مسئله و چالشی من رو به خودش جذب میکند. و غرق میشم در اون.
    به همین خاطر دوست دارم شغلم هم از جنس حل مسئله باشد و در نویسندگی هم، نوشتن مطالب تحلیلی رو ترجیح میدهم و حتی میخواهم برای این موضوع یک وبلاگ جدید ایجاد کنم.

    1. درود بر شهرزاد عزیزم ، از حُسن نظرت سپاسگزارم و امیدوارم مطالبم مفید باشه.
      خوشحالم که مسیر رسیدن به تچان رو انتخاب کردی، چون باعث میشه هر لحظه ات دلپذیر بشه. خود من هم خیلی اوقات توی آشپزی، کارهای هنری، حل کردن تمرین های متمم، یادگرفتن مطالب جدید، انجام کارها و چالش های جدید، دچار تچان میشم و بعدش با تمام وجود احساس خوشبختی می کنم. اوقاتت شاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *