انتهاي بي پايان خوشبختي (تردميل لذت گرايي)

احتمالاً خيلي از ما تجربه دويدن روي تردميل را به دلايلي مانند كاهش وزن، ورزش در منزل و سلامتي داشته ايم. گذشته از نگاه ورزشي به تردميل، آنچه در اولين تأمل به ذهن مي رسد حركت در جا بر روي تردميل است. لطفاً ادامه مطلب را بخوانيد تا با استفاده از اين توضيحات، يك تئوري روانشناسي را بهتر بشناسيم.

امروزه داشته ها و خواسته هاي همه ما (در هر سطحي كه هستيم) بسيار بيشتر و كامل تر از انسان هاي ديگر در صدها سال قبل است. پول، تفريح، امكانات، وسايل آسايش و رفاه، دانش در زمينه هاي مختلف و … ؛ اما آيا ما نسبت به آنها خوشبخت تريم. آيا به نقطه غايي لذت و خوشبختي در زندگي رسيده ايم؟

حتماً شما هم اين تجربه را داريد كه اكثر دستيابي هايمان آنقدرها هم كه فكر مي كرديم ما را خوشحال نمي كنند. خيلي سريع به شرايط جديد عادت مي كنيم و چيزهاي جديدتر و بهتري مي خواهيم. تحصيلات، موقعيت شغلي، شهرت، حقوق و دستمزد مناسب، ازدواج، منزل، خودرو، حتي موارد جزئي تر از قبيل زيبايي چهره، كاهش وزن، خريدهاي دوست داشتني و …، ظاهراً شادي هاي سطحي و گذرايي بيش نيستند. از طرفي گاهي برخي چيزهاي پيش پاافتاده مي توانند ما را طولاني تر و بيشتر شاد كنند.

به نقل از آرتور شوپنهاور:

“زندگي همچون آونگي در ميان رنج و ملال در نوسان است. از نداشتن چيزها رنج مي‌بريم و وقتي كه به آنها مي‌رسيم ملول و خسته مي‌شويم.”

همچنين دانيل كانمن بينانگذار اقتصاد رفتاري در مورد خوشبختي مي گويد:

“مردم در معرض پيام‌هاي بسياري هستند كه آنها را تشويق به اين باور مي‌كند كه تغيير وزن، عطر، رنگ مو، ماشين، لباس و يا چيزهاي ديگر باعث بهبود قابل توجهي در شادي آنها خواهد شد. اما تحقيقات ما نشان مي‌دهد هيچ‌يك از چيزهايي كه شما روي آن تمركز مي‌كنيد، آنقدرها كه فكر مي‌كنيد نمي‌توانند تفاوت ايجاد كنند.”

با اين اوصاف ظاهراً ايجاد شادي سخت تر از آن چيزي است كه فكر مي كنيم.اما نكته جالب اينكه بخش زيادي از شادي ما ژنتيكي است و كمتر از آنچه كه تصور مي كنيم تحت عوامل بيروني. پس اگر معمولاً احساس غم و افسردگي داريد احتمالاً سطح پايه شادماني در شما پايين است و اين موضوع تا حدود زيادي دست خودتان نيست.

خانم سونيا لوبوميرسكي در نظريه شادكامي پايدار نشان داد كه حدود ۵۰ درصد شادي ما توسط ژنهايمان تعيين مي شود كه ثابت است، ۱۰ درصد مرتبط با شرايط زندگي است مانند شرايط محيطي و جغرافيايي، سن، وضعيت تأهل، وضعيت شغلي، دارايي ها و ۴۰درصد ديگر فعاليت هاي ارادي ما هستند مانند نگرشها و چشم انداز كلي ما به زندگي كه كاملاً ارادي و اختياري و قابل كنترل هستند.

از نظر خانم لوبوميرسكي فعاليت هاي ارادي، اميدبخش ترين ابزارها براي تغيير در سطح شادكامي افراد است. اعمال اختیاری مستلزم تلاش و کوشش هستند و فرد با آنها درگیر می‌شود. اين فعاليت ها می‌توانند شناختی (نگرش‌های مثبت یا خوش‌بینانه و پذیرش آنها)، رفتاری (مهربانی کردن نسبت به دیگران به طور مرتّب یا ورزش کردن به طور مرتّب) یا ارادی و هدفمند (تعیین و پیگیری اهداف مهم و معنادار شخصی) باشند كه وجه مشترک آنها تلاش و تعهد ارادی (آگاهانه) است.

بطور ساده تر، همه ما اساساً با يك سطح پايه شادي مشخص متولد مي شويم كه اين سطح هميشه باقي مي ماند. زمانيكه اتفاقات خوب رخ مي دهد اين سطح خوشبختي مي تواند افزايش يابد و وقتي اتفاقات بد رخ مي دهد اين سطح خوشبختي كاهش مي يابد. اما بعد از وقايع خوب و بد در نهايت به سطح اوليه شادي بر مي گرديم.

همه تحقيقات تا به حال نشان داده كه:

  • سطح پايه شادي همه انسانها مثبت است نه خنثي.
  • سطح پايه شادي در هر فرد با ديگري متفاوت و البته غيرقابل تغيير است.
  • هر فرد داراي چندين سطح پايه شادي است.

اولين بار بريكمن و كمپبل در دهه ۱۹۷۰ ميلادي به اين موضوع دست يافتند و مايكل آيزنك (Michael Eysenck) روانشناس بريتانيايي در سال ۱۹۹۰ با استفاده از اين يافته ها، پديده عادي شدن شادماني را تحت عنوان تئوري تردميل لذت گرايي (Hedonic treadmill) ارائه كرد.

تردميل لذت گرايي تمايل يك فرد به حفظ ميزان نسبتاً پايداري از شادي با وجود تغيير در ثروت و يا دستيابي به اهداف مهم است. از اين منظر تلاش براي خوشبختي مانند حركت بر روي تردميل است. هر قدر هم كه حركت كنيم باز روي نقطه اول قرار داريم. اين تئوري بيان مي كند كه افراد به سطح شادي پايه خود باز مي گردند صرف نظر از اينكه چه اتفاقي براي آنها رخ مي دهد.

روانشناسي به نام دانير، سطح شادي افراد ثروتمند نيويورك را با افراد فقير ساكن بمبئي مقايسه كرد و ثابت كرد كه ميزان شادي در آنها تفاوت چنداني نداشته و ثروت تنها اثر موقتي بر شادي افراد دارد.

در سال ۱۹۷۸ يك تحقيق با عنوان “برندگان مسابقه و قربانيان حادثه: آيا شادي نسبي است؟ ” انجام شد. شركت كنندگان شامل برندگان يك قرعه كشي و قربانيان تصادف (فلج از ناحيه پا) و گروه كنترل بودند. نتايج نشان داد كه اگر چه برندگان قرعه كشي به علت كسب پاداش احساس خوبي داشتند اما در موارد ديگر رويدادهاي معمولي، كمتر از گروه كنترل لذت بردند. همچنين قربانيان تصادف در طول زمان با كاهش اوليه از حس رويداد منفي، سطح شاديشان افزايش يافت. پس در بلند مدت هيچ يك از گروه ها شادتر از ديگري نبودند و علي رغم بروز عكس العمل هاي شديد احساسي در ابتدا در هر دو گروه، بعد از مدت كوتاهي به سطح قبلي از شادماني بازگشتند.

تمايل به بيشتر داشتن و بهتر بودن عامل اصلي رشد و پيشرفت، اختراع و توسعه براي بشريت بوده و هست، اگرچه گاهي همراه با ناكاميست. پس بهتر است خوشبختي را در جاي غلط جستجو نكنيم. نبايد شادي را تنها در عوامل بيروني دنبال كنيم. انتخاب اهداف در نقطه طلايي (همپوشاني علاقه مندي ها، توانمندي ها، ارزشمندي ها) مي تواند سطح رضايت بالاتري را حاصل نمايد. ديدگاه ما نسبت به زندگي، يادآوري داشته هايمان، خوشحال كردن ديگران، عضويت در انجمن ها و امور خيريه و فعاليت هاي داوطلبانه، سرمايه گذاري روي دوستي ها و تقويت ارتباط با آنها و خانواده، ايمان قوي تر، مديتيشن و خودآگاهي و … همگي مي توانند سطح بالاتري از رضايت و خوشبختي را در ما فراهم سازند.

ما مي توانيم خوشبختي و رشد را توأمان داشته باشيم.ما مجبور به حركت بر روي تردميل لذت نيستيم بلكه افزايش شادي و خوشبختي در كنترل ماست.

5 دیدگاه برای “انتهاي بي پايان خوشبختي (تردميل لذت گرايي)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *